تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
تعقل مطلق را بپذيرد ، زيرا تعقل نسبى ، تعقلى است كه نسبى است و وصف و موصوف غير هم‌ديگر مىباشند . صفت نسبيت غير از موصوف ( تعقل ) است ؛ بايد نخست تعقل مطلق خارج ، كه موصوف است ، باشد تا صفت نسبى بودن بر آن اطلاق شود و گرنه وصف و موصوف يكى خواهد شد و اين امر ، بر خلاف وجدان و بداهت است . در همهء موارد صفت و موصوف جدا است ؛ هم در ادبيات و هم در متن واقعيت‌ها . هم‌چنين اگر تعقل مطلق در كار باشد ، خارج مطلق نيز هست ، چون تفكر ما در رابطه با خارج بر دو گونه است : مطلق و نسبى . و از طرفى مفهوم را به صورت ثابت و مطلق مىگوييد نه نسبى و متغير . فولكيه از نظريهء نسبيون دفاع مىكند و مىگويد : نظريه نسبيت هر چند نوعى از مذهب شك است ؛ ولى مذهب شك مطلق نيست ، زيرا صاحبان اين نظريه قائل نيستند كه ما هيچ چيز را به يقين نمىتوانيم بشناسيم ، بلكه به عكس معتقدند كه از همين ظواهرى كه از جهان مىشناسيم مىتوانيم علمى بسازيم كه اجزاى آن با هم هر چه بهتر ربط و نظم منطقى داشته باشند البته اين گروه قائل به جزمند ؛ اما آيا پس از پيدايش حالت يقين مىتوانيم بگوييم جهان خارج همان‌طور كه هست براى ما منعكس است ؟ طرف‌داران نسبيت مىگويند : نه . در هر حال اساساً چگونه امر نسبى را بىامر مطلق مىتواند تصور كرد ؟ تا مطلقى در كار نباشد ، نسبيتى را نمىتوان تصور كرد . اين امور از حقايق ذات اضافه هستند ؛ مانند عليت و معلوليت ، علم ، شجاعت ، سخاوت كه بدون عالم و شجاع و انسان سخاوتمند تحقق ندارد ؛ گرچه تصور دارد ؛ ولى تقيد و نسبيت بدون مطلق نمىتوان تصور كرد ؛ مانند خالقيت ، رازقيت ، كه بدون تصور مخلوق و مرزوق قابل تعقل نيست . چنان‌چه خاص بدون عام نيز قابل تعقل نيست ، زيرا نسبيت و خاص از مطلق و عام گرفته مىشود ، چه ، نسبيت به مفهوم فلسفى منهاى مطلق معنا نخواهد داشت ؛ همواره در كنار مفاهيم مطلق مىشود نسبيت را انتزاع كرد . ثالثاً ، ايدئاليسم كه علم به واقعيت خارج را نفى مىكرد ، مرادش همان علم مطلق به واقعيت خارج بود نه علم نسبى ، به همين دليل مىگفت : « هر چه را كه در خارج تصور كنيم فكرى است كه غير از خارج است . » ما گمان داريم كه عين خارج مىباشد ، در صورتى كه ظرف خارج هرگز در حوزهء ذهن ما وارد نمىشود . پس در واقع يك سلسله تصوراتى بيش نيست و انديشه و ادراك غير از واقعيت‌هاى عينى هستند . بنابراين به چه دليل دانشمندان