تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
صد در صد مدعاى ايدئاليست‌ها را تأييد مىنمايد ؛ مىگويند : فكر ( ادراك ) جزئى از طبيعت و مولود ساير اجزاى طبيعت است . همان‌طورى كه ساير اجزاى طبيعت در اثر فعل و انفعالات طبيعى به وجود مىآيند ، مفاهيم و تصورات هم پديده‌هايى است مادى كه در اثر فعل و انفعال خارج و مغز پيدا مىشوند و رابطهء بين اين مفاهيم و خارج جز رابطهء توليدى وجود ندارد .

پرسش از دانشمندان ديالتيك

اين‌جا اين پرسش پيش مىآيد كه اگر هيچ رابطه‌اى بين علم و معلوم جز رابطهء زايش و توليد وجود ندارد ، پس اولًا ، معناى واقع نمايى علم يعنى چه ؟ و ثانياً ، هر مفهومى كه در ذهن پيدا شود ( توجه داشته باشيد كه تمام اطلاعات ما نسبت به خارج از طريق همين مفاهيم است ) ؛ مانند انسان ، حيوان ، نبات ، جماد و غيره ، نمىتوان گفت مصداق خارجى دارد ، بلكه همين اندازه مىتوان گفت منشأ خارجى دارد و با توجه به اين كه تمام اطلاعات ما نسبت به خارج به وسيلهء همين مفاهيم است بايد بگوييم هيچ يك از مفاهيمى كه در ذهن ما است واقعيت خارجى ندارد و اين بعينه سخن ايدئاليست‌ها است . و ثالثاً ، اگر علم بالذات واقع نما نيست ، ما از كجا فهميديم كه واقعيت خارجى هست و اين واقعيت خارجى مولّد و منشأ پيدايش اين مفاهيم و تصاوير است . « 1 »

پاسخ دانشمندان ديالكتيك

شما با روش متافيزيكى فكر كرده و از طريق ثبات حقايق و معلومات و اعتقاد به روح مجرد سخن مىگوييد و در نتيجه مفاهيم را مطلق گرفته و به خطا مىافتيد ، پس اين كه مىخواهيد نفى علم به خارج مطلق را به گردن ما بگذاريد - نظر به اين كه اساساً خارج مطلق در ظرف علم موجود نيست - ضرر به جايى نمىرساند و ما پيوسته به خارج ، علم نسبى داريم . ما مدعى نيستيم كه حقايق خارجى را ، همان‌گونه كه هستند ، دريافت مىكنيم ، بلكه واقعيت‌هاى عينى
هامش
( 1 ) . اگر خوانندهء محترم دقت كرده باشد مىداند ماترياليسم ديالكتيك در باب ارزش معلومات - كه در حاشيهء پيش شرح داديم - نظريه‌اى را انتخاب كرده است كه به مسلك شكاكان شبيه مىشود و در مسئلهء ( ماهيت علم ) نظريه‌اى را انتخاب كرده است كه منتهى به مسلك سوفسطاييان مىشود . تحقيق مسئلهء ماهيت علم بنابر اصول فلسفهء اولى ( متافيزيك ) در مقالهء چهارم و پنجم خواهد آمد ( م )