اثبات كرد ؛ بايد راه لاادريون را پيش كشيد . با اين اعتقاد ، ايدئاليسم متوقف مىگردد و راه به جايى نمىبرد . بنابراين ، نفى و اثبات حقايق و آراى ديگران عملى است پوچ و اگر دامنهء اين ايده را توسعه بدهيم ، بايد زندگى روزمره را تعطيل كنيم ، موقع خستگى نخوابيم ، از هيچ خطرى فرار نكنيم ، دنبال شغل و مسكن و پوشاك نرويم ، زيرا راهى براى كشف و شناخت نداريم ! پس چرا آنها موقع بيمارى به دكتر مراجعه مىكنند و از متخصصها بهره مىگيرند و با علم به وجود نان و نانوا صبح و شب براى خريد نان به كوچه و خيابان مىروند ، بنابراين در برخورد با چنين فردى ، در به دو امر ، بايد وجدان و انصافش را بيدار كرد و سپس يك سلسله علوم و ادراكات محفوظهء خودش را به خودش ارائه داده و مقدارى هم از انديشههاى غير منظم ( انديشههايى كه به دلخواه خود همه وقت مىتواند بكند ) به پيشش آورده و تفاوت اين دو دسته از انديشهها را عيناً به وى نشان داده تا متذكر شود كه از ته دل به واقع معتقد بوده است .
در اين صورت وى خواهد ديد كه ،
1 - گاهى گرسنه مىشود و به دنبال آن غذا مىخورد ؛
2 - گاهى تصور غذا خوردن مىكند و ملزم به غذا خوردن نيست ؛
3 - گاهى راستى گرسنه مىشود و انديشهء غذا خوردن اقناعش نمىكند . و در اين سه فرض ، انديشهها و افكار وى يكسان نيستند ، بلكه برخى از آنها با واقع تماس دارد و برخى ديگر انديشهء بىپايهاى بيش نيست . و به همين ترتيب خواهد ديد كه پيوسته در امتداد جادهء زندگى در پيش پاى خود يك رشته افكار منظم ( قهرى ) و يك رشته افكار غير منظم ( دل به خواه ) دارد و انديشههاى منظم وى با واقع تماس دارند و پيوسته اين انديشهها او را با خارج پيوند مىدهند .
ولى اگر با ايدئاليست مكابر رو به رو شويم ، بايد از رويهء عقلايى خودمان استفاده كرده و با وى مانند يك آفت بىجان رفتار كنيم ، زيرا كسى كه علم ندارد ، جماد است ؛ آتش كه مىسوزاند ، بايد خاموش كرد و آب را كه غرق مىنمايد ، بايد خشك و نابود نمود و سنگى كه رهگذر را گرفته باشد ، بايد خرد كرده كنار ريخت و همچنين جانواران كشنده را بايد كشت و حشرات موذى را بايد راند ، زيرا كارى كه با طبع خود مىكنند ناچار جايز مىدانند و اگر چنانچه جايز است ، در مورد خودشان نيز جايز است . اينگونه افراد بلاى جان خود و بشرند . آنان اگر اين افكار مسموم را به ديگران سرايت بدهند و بخواهند آنان را از زندگى بازدارند و به پوچى بكشانند ، بايد پس از ارائهء منطق با زبان زور جواب آنها داده شود .
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص١٤٩