تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
معلوم است و انكشاف معلوم پيش عالم به واسطهء حضور خود معلوم است در نزد عالم و از اين جهت اين علم را حضورى مىنامند . به خلاف علم حصولى كه واقعيت معلوم غير از واقعيت علم است و انكشاف معلوم پيش عالم به واسطهء مفهوم يا تصورى است كه از وى در پيش خود دارد و به عبارت ديگر به واسطهء حصول صورتى است از معلوم در نزد عالم و از اين جهت اين علم را حصولى مىنامند . تمام اطلاعات ما نسبت به عالم خارج از ذهن ، علم حصولى است . در علم حصولى آن چيزى كه ذهن اولًا و بالذات و بلاواسطه مىيابد ، همان مفاهيم و تصاوير ذهنى است ؛ ولى اين مفاهيم داراى يك خاصيت مخصوصى هستند و آن اين كه آينه و نشان دهندهء خارج مىباشند به‌طورى كه انسان در مرحلهء اوّل خيال مىكند كه بلاواسطه به خارج نايل شده است . در مرحلهء دوم مىگويد : اين مفاهيمى كه من تصور مىكنم : زمين ، آسمان و . . . در خارج وجود دارد . و در مرحلهء سوم مىگويد : منشأ و مبدأ پيدايش تصورات ذهنى ، تأثيرات خارجى است . پس هر چند ذهن در مراحل بعدى درك مىكند كه پيدايش تصورات ذهنى در اثر تأثيرات خارجى است ، بايد ديد چه رابطه‌اى بين مفهوم ذهنى و وجود خارجى است كه پيش از آن كه نوبت به مرحلهء سوم برسد در مرحلهء اوّل - همان‌طور كه گفته شد - مفاهيم خارج را ارائه مىدهند ؟ و در مرحلهء دوم انسان مىگويد : عين همين چيزهايى كه در تصور من است زمين و آسمان ، درخت ، انسان و . . . خارجيت و واقعيت دارند ؟ و بالأخره چه خصوصيتى در علم است كه شخص عالم را به خارج توجه مىدهد ؟ هرچند هر كس اعم از ايدئاليست يا رئاليست تابع هر مسلك و پيرو هر مكتب بوده باشد ، به حسب فطرت خود عملًا براى علم كاشفيت تامه از خارج قائل است و ترديدى ندارد كه عين آنچه در ذهن است واقعيت خارجى دارد نه چيز ديگر و يك نحوه وحدت وعينيت بين ذهن و خارج هست ، « 1 » لكن تشريح فلسفى مطلب يكى از مسائل مهم فلسفه است و مسئلهء ارزش معلومات ، كه در حاشيهء قبل اشاره شد ، از اين مسئله سرچشمه مىگيرد . چنان‌كه از مطالب گذشته معلوم شد ، ايدئاليست‌ها ( سوفسطاييان ) از آن‌جا كه منكر واقعيت‌هاى خارجى هستند ( به حسب مشرب فلسفى نه به حسب فطرت ) خود را در اين مسئله از قيد هر زحمتى راحت نموده‌اند و سخنى با آنان نيست ؛ اما پيروان ماترياليسم ديالكتيك كه خود را نقطهء مقابل ايدئاليسم معرفى مىكنند ، در اين مسئله نظريه‌هايى را انتخاب نموده‌اند كه
هامش
( 1 ) . براى فهم كامل اين مطلب به مقالهء چهارم رجوع كنيد
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 142 | محمد باقر شريعتى سبزوارى