تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
افلاطون بوده است » ، به يك حال باقى است يا آن نيز متغير است ؟ البته روى اصل مادى بودن روح نمىتوانيد بگوييد باقى است و اگر بگوييد متغير است علاوه بر اين كه خلاف يك امر بديهى است ، پس ما بايد نسبت به تصوراتى كه از حقايق گذشته داريم سلب اعتماد نماييم ، زيرا مىدانيم مفاهيم ذهنى ما خود به خود متغير است و هر لحظه حالت خاصى دارد . و ما بعداً در مقالهء چهار خواهيم گفت اين مطلب يكى از مطالبى است كه ماترياليسم ديالكتيك را وارد جرگهء شكاكان مىنمايد . براى آن كه معناى « اطلاق مفاهيم » ، كه منطق به آن قائل بود ، و معناى « نسبيت مفاهيم » ، كه ماترياليسم ديالكتيك به آن قائل است ، روشن شود ، لازم است مقدمهء ذيل تذكر داده شود :

اطلاق ونسبيت مفاهيم

يكى از مسائل مهمى كه از قديم‌الايام مورد توجه فلاسفه بوده است ، مسئلهء ارزش معلومات و حقيقى بودن آن‌ها است ؛ يعنى آيا اندازهء واقع نمايى علوم ( ادراكات ) از واقعيات چقدر است و آيا ادراكات ما نسبت به اشياى خارجى چه اندازه با وجود خارجى آن‌ها مطابقت دارد ؟ چنان‌كه گفتيم سوفسطاييان و ايدئاليست‌ها هيچ‌گونه ارزشى براى معلومات قائل نيستند ، زيرا بنا به گفتهء آن‌ها در ماوراى ذهن ، واقعيتى وجود ندارد كه ادراكات با آن واقعيت مطابقت بكند يا نكند و اساساً حقيقت و خطا هيچ كدام معنا ندارد . و اما شكاكان ، هر چند منكر واقعيت‌هاى خارجى نيستند ؛ اما براى علوم و ادراكات ، ارزش قطعى قائل نيستند و مىگويند : ممكن است اشياى خارجى چگونگى خاصى داشته باشند و ما طور ديگرى كه قواى ادراكى ما اقتضا مىكند و متناسب با شرايط زمانى و مكانى است ، ادراك نماييم و ما نمىدانيم معلومات ما حقيقت است يا خطا و ميزانى هم كه بتوان حقيقت را از خطا تشخيص داد ، در دست نيست . پيرهون « 1 » ( 370 - 280 قبل از ميلاد ) مؤسس مكتب شكاكان ، ده سبب را يادآور شده است و گفته است : اين علل ده گانه ارزش قطعى معلومات را از بين مىبرد . پس به عقيدهء سوفسطايى ، حقيقتى ( ادراك مطابق با واقع ) در كار نيست و به عقيدهء شكاك نمىدانيم علوم ما حقيقت است يا نيست .
هامش
( 1 ). 1 . Pyrrhon