« ترشحات مغز » تفسير نموده و بالأخره اثر مادى ماده معرفى مىكنند ، ولى بايد ديد آيا واقعاً مغز مانند دستگاه عكاسى است كه از شىء خارجى عكس بر مىدارد ؟ و آيا عكس و تصوير اشيا در مغز قابل رؤيت است ؟ صورتها در كجاى مغز ماندگارند ؟ آيا داخل سلولها قرار مىگيرند يا روى سلول را مىپوشانند ؟ به هر حال بايد با ابزارهاى دقيق علوم ، مشخص شوند ، در صورتى كه نه عكس بردارى از مغز ، كيفيت ادراكات و جايگاه معلومات را نشان داده است و نه تجزيهء مغز دانشمندان ، مسائل علمى و مشاهدات عينى آنان را مشخص ساخته است . پس معلوم مىشود جايگاه معلومات در حوزهء مغز نيست ، بلكه مغز ابزارى است براى گرفتن و منتقل ساختن ؛ انبار معلومات ، روح مجرد است ، نه مغز مادى .
آنان مىگويند : ادراكات ، يك نوع ترشحات مغزى است ، به همانگونه كه كبد ، صفرا مىسازد و ذخيره مىكند ، بنابراين بايد كانون اصلى ترشحات را علوم تجربى به بشر ارائه دهد و نشان دهد كه كيسهء معلومات در كجاى مغز ، قرار دارد ، در صورتى كه تاكنون علوم طبيعى ، هيچ نشانى از مركزيت ادراكات به بشر ارائه نداده است ؛ به عبارت ديگر در برون و درون مغز چيزى نيست تا بتواند نشان دهد و يا با ابزارهاى ظريف علمى از نحوهء وجود آن ما را آگاه سازد ، با اين كه هر پديدهء مادى نمىتواند از خواص عمومى ماده جدا باشد .
نظريهء عكسبردارى مغز از خارج ، به ماترياليستها اختصاص ندارد ، بلكه بعضى از الهيون نيز گفتهاند . ( قول به اشباح در بحث وجود ذهنى از فلسفه ) همين نظريه را بازگو مىسازد . كليهء كسانى كه دربارهء ماهيت علم و ادراك ، چنين نظرياتى دارند ، بايد در جرگهء ايدئاليسم جاى گيرند ، زيرا بازگشت اين تئورىها به اين است كه شناخت حقايق عينى امكان ندارد ، زيرا معلومات انسان از سنخ ماده است و جايگاه مخصوصى را در مغز اشغال مىكند و حال آن كه ادراكات از قلمرو قوانين ماده بيرون هستند ؛ نه زمانى دارند و نه مكانى و قابل تقسيم و تجزيه هم نيستند و از تغيير و تحول نيز در امانند .
البته اين عقيده تازگى نداشته ، از عهد باستان در كتب فلسفه ذكر شده و از گذشتگان ماديين و گروهى از غير ماديين و برخى از الهيون نيز بازگو گرديده است كه ادراكات ، مولود مغز و يا تصويرى است كه مغز از اشياى خارجى بر مىدارد ؛ ولى امروزه ميان دانشمندان مادى شهرت بهسزايى كسب كرده و مقبوليت تامى به دست آورده است . حتى بسيارى از دانشمندان طبيعى و اطباى خداپرست هم طبق فرمولهاى علمى و قالبهاى ذهنى برخاسته از علوم ، همين اعتقاد
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص١٣٢