متعرض شويم و فقط به ذكر يك اشكال كه مناسب مطلب بالا است و نديدهايم كسى توجه كرده باشد مىپردازيم و آن اين كه ، اگر انسان اين اصل ( اصل عدم تناقض ) را نيز مورد ترديد قرار دهد ، نمىتواند آن نتيجه ( من مىانديشم ، پس هستم ) را بگيرد ، زيرا با فرض عدم امتناع تناقض مىتواند بگويد : من مىانديشم در عين حال اصلًا نمىانديشم و نيز مىتواند بگويد : من هستم در عين اين كه نيستم .
حقيقت مطلب اين است كه امتناع تناقض ، پايهء جميع علوم و ادراكات است و اگر از اين يك اصل فكرى صرف نظر شود ، هيچ علمى استقرار پيدا نخواهد كرد . از اين جهت است كه فلاسفه از قديم گفتهاند : با انكار اين اصل ، هيچ حقيقتى را نمىتوان اثبات كرد . « 1 »
و نيز با تذكر مقدّمهاى كه بيان كرديم روشن مىشود كه براى ابطال مذهب اين طايفه ( اگر اطلاق مذهب به دعواى ايشان صحيح بوده باشد ) . . . زيرا اين گروه با منكر شدن تعلق علم به واقعيات عينى ، راه سفسطه را در پيش گرفتهاند و اين راه با تمام مكاتب و مذاهب جهان منافات دارد . در واقع اينگونه خط مشىها روش لامذهبى و بىمكتبى است نه مذهب فلسفى .
به فرض اين كه بگوييم : سوفيسم نيز يك نوع مذهب و روش فكرى است ، براى ابطال مذهب اين گروه و نقض ادلهشان راههاى بسيارى در دست داريم ، زيرا همين كه آنان به سخن درآمدند و شروع به تفهيم و تفهم نمودند ، معلومات زيادى را بدون توجه تصديق نمودهاند ( متكلم هست ، مخاطب هست ، كلام هست ، دلالت هست ، اراده هست و . . . بالأخره تأثير هست ، عليت و معلوليت مطلق هست ) كه هر يك از آنها در الزام ايشان و روشن كردن حق كافى است ، زيرا اگر مخاطب را منكر شوند خواهيم گفت : پس شما با چه كسى صحبت مىكنيد و طرف سخن شما كيست ؟ و چرا با منِ مخاطب ، كه يك توده خيالات بيش نيستم ، سخن مىگوييد ؟ ! وانگهى آيااگر الفاظ بر معانى دلالت ندارند ، پس چگونه مقاصدتان را به مخاطب تفهيم مىكنيد ، آيا اراده داريد ؟ اگر اراده در كار نيست ، چگونه تصميم گرفتهايد ما را قانع كنيد و راهتان را تبليغ نماييد ؟ چرا شغل و كارى در زندگى براى خود انتخاب مىكنيد ؟ آنان در طى سخن گفتن به اصل تأثير نيز اعتراف دارند و گرنه در همآهنگ ساختن ديگران و تزريق
هامش
( 1 ) . در مقالات آينده كاملًا توضيح داده خواهد شد كه با انكار اصل عدم تناقض ، هيچ حقيقتى را نمىتوان اثبات كرد و نيز از اصلى كه دانشمندان فلسفهء ماترياليسم ديالكتيك به عنوان « اصل وحدت ضدين » تقرير مىكنند و آن را خراب كنندهء اصل عدم تناقض مىدانند ، مفصلًا گفتگو خواهد شد ( م )