مىباشد ، زيرا يك ماده بعينه بيشتر ندارد .
اشكال
ما به وسيله ابزار علمى مىتوانيم موجود مادى را به اصل ماده تجزيه و تحليل نموده و دوباره با تركيب به حال نخستين برگردانيم .
وسايل علمى كنونى اگر چنانچه در مورد همه موجودات هم جرئت نكند در غالب موجودات مىتواند به طبيعت سند كنترات داده و خود متكفل ايجاد و اداره و تنظيم موجودات گردد و پيشرفت شگرف علم نسبت به آينده مىتواند نويد كلى و قطعى بدهد پس استقلال دانش امروز و توانايى آن به ايجاد موجودات حقيقى به وسيله چيدن و به هم زدن ماده ، دليل قطعى مىباشد كه جز ماده با تركيبات گوناگون چيز ديگرى در ميان نيست !
پاسخ
چنان كه بيان كرديم علوم طبيعى فقط خط سير ماده را مىتواند تشخيص بدهد و اما يكى كردن ماده و حوادث مختلفه به طور كلى هنوز دستگير آنها نشده و چنان كه گفته شد هيچ گاه نخواهد شد .
ملخص سخن به بيان ديگر اين كه : ما در خارج واحدهاى حقيقى در لباس اختلاف داريم ، هنگامى كه آنها را تجزيه مىكنيم اجزاء و اجزاى اجزاى پيش آمده و پاى تجزيه به جايى مىرسد كه اگر يكقدم ديگر پيشتر بگذاريم موضوع از ميان مىرود « بسايط » دوباره اگر به طور قهقرا برگشته و تركيب نماييم صورت نخستين پيدا مىشود . در اين جايگاه كه در حقيقت مرز وجود و عدم موضوع مىباشد ، دو احتمال داريم : يكى اين كه صورت مورد تجزيه و تركيب « واحد انسان مثلًا » همين تركيب مخصوص ماده بوده باشد ، ديگر اين كه موجود ديگرى بوده باشد غير از ماده