متصور نيست اولًا : از ظرف ادراك و فكر و ثانياً از ميان خواص و ثالثاً از ميان موضوعات خواص اختلاف به كلى برخيزد .
زيرا اگر چنانچه هيچ گونه اختلافى موجود نبود ، به هيچ وجه در ادراك و فكر ما نيز حاصل نمىشد و وجدان و غريزه ادراكى ما هيچ گونه حاضر نيست كه اختلافات ادراكى را نديده انگاشته و امكان ارتفاع آنرا بپذيرد ، يعنى بپذيرد كه فكر در مسائل هندسى عين فكر در زبانشناسى است . وجدان ما هرگز حاضر نيست كه در ادراكات و افكار خود هر جمله را به جاى هر جمله و هر مفرد را به جاى هر مفرد و هر مفرد را به جاى هر جمله و بالعكس و بالاخره هر ادراك را به جاى هر ادراك گذاشته و فايده و نتيجه هر فكر را از فكر ديگر بجويد .
وجدان ما هرگز حاضر نيست هر كار را به جاى هر كار و هر ابزار كار را به جاى هر ابزار كار بگذارد و بالاخره همه چيز را عين همه چيز بداند ، زيرا چنين انديشهاى خودش ناقض خودش مىباشد ، زيرا مفهوم « همه » بدون اختلاف و كثرت به تصور نمىآيد و بىترديد چنين انديشه بىپايه ، بسىپستتر از انديشه رفع مطلق اختلاف از ميان ادراكات و افكار براى هميشه چشم پوشيد . و سپس اگر هيچ اختلافى در ميان خواص اشياء نبود ، هيچ گونه اختلافى در تأثيراتى كه در ما مىكنند نبود ، گوش ما كه آواز را مىشنود و چشم ما كه نور را مىبيند و در نتيجه در مدرك محسوس ما اختلافى پيدا مىشود ، اين اختلاف يا از ناحيه نور و صدا بايد آمده باشد كه دو چيز مختلف با لذات و يا يك چيز مختلف به حسب حالات مانند عدد ارتعاشات و غير آن بوده باشند و يا در ناحيه گوش و چشم و صدا و نور ، به هيچ وجه اختلاف نخواهد زاييد .
و سپس اگر هيچگونه اختلافى ميان موضوعات اين خواص در خارج نبوده باشد ، اختلاف خواص و آثار قابل تصور نيست .
آرى ، آزمايشهاى علمى و كاوشهاى دقيق فنى تاكنون موفق شده كه قسمتى از اختلافاتى را كه از خارج بر ادراك ما خودنمايى مىكردند ، حل نموده و به يك اصل
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٩٣