تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
ارجاع كند يعنى مسير ماده را در سير گوناگون تكونات تشخيص داده و اثبات نمايد كه ماده يك‌نواختى در ميوه و خون و منى و انسان و خاك مثلًا موجود بوده محفوظ مىماند ، نه اين كه در هر تكونى چيزى از ته و ريشه معدوم شده و چيز ديگرى از سر موجود مىشود و همچنين به ثبوت برساند كه انرژىهاى مختلف را مىتوان به همديگر تبديل كرد ؛ يعنى خط سير انرژى را به دست آورده و موقعيت و هويت آن را در ميان اشكال گوناگون حرارت و مغناطيس و برق مثلًا نگهدارد . و همچنين تبديل ماده را به انرژى و انرژى را به ماده به نحوى تشخيص دهد . و به حسب فرضيه فن خود كه انحصار موضوع به ماده و انرژى مىباشد بگويد : « هرچه هست يا اين است يا آن » ! ولى به حسب نظر مطلق دقيق نمىتواند ماوراء ماده و انرژى يك‌نواخت را هرچه پيش آيد نفى كرده و به اصل واحد ماده انرژى برگرداند ، زيرا هر تلاشى كه نموده و مىنمايد در سنخ ماده و انرژى مىنمايد نه در ماوراى آنها و نه در موجود مطلق . و اگر راستى ماورايى نيافته معنايش اين است كه ماده و انرژى نيافته « درست تأمل شود » . مثلًا مىگوييم اگر شانزده جزء مادى را با قاعده 4 و ارتفاع 4 بچينيم مربع حاصل مىشود و اگر با قاعده 8 و ارتفاع 4 بچينيم مثلث پس اختلاف شكل مربع و مثلث مرتبط به اختلاف چيدن ماده بوده و به جز شانزده عدد جزء مادى چيز ديگرى نيست . اين سخن ما اگر چه راست و غيرقابل انكار مىباشد ، ولى در حقيقت چگونگى سير ماده را در دو حال نشان مىدهد ؛ يعنى اگر تنها مربوط به ماده بخواهيم سخن بگوييم بايد چنين گفت ، ولى هرگز اين‌سخن نمىتواند به ثبوت برساند كه شكل مثلث و مربع يك شكل بوده و در نتيجه آثار ماهيتى آنها يكى مىباشد و مثلًا مربع سه زاويه يا مثلث چهار زاويه دارد . و يا اگر ماجسم واحد را دو قسمت نموديم و پس از آن هر قسمت را پنج قطعه كرديم و سپس به هم آميخته و يكى ساختيم نمىتوان گفت ارقام 1 و 2 و 10 يك رقم
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 94 | السيد محمدحسين الطباطبائي