تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠

از راه ديگر « طريق تحليل »

تكثر معلومات را با روش ديگر نيز مىتوان بررسى نمود ، زيرا چنان كه در مقاله 4 بيان شد ، معلومات حصولى ما بر دو قسم منقسم مىباشد : تصورى و تصديقى .

در قسم اول « تصورى »

ما به حسب غريزه در مفاهيم جزئى به مجرد حس و مشاهده قناعت مىنماييم ؛ مثلًا چنانچه مفهوم اين كرسى جزئى را به ما القا كردند به تنها نشان دادن يك كرسى جزئى در خارج ، قناعت مىورزيم ، ولى در مفاهيم كلى اين حال را نداريم ، زيرا در مورد بسيارى از مفهومات ، مفاهيم ديگر نيز پيدا مىشوند كه از مفهوم مورد نظر قابل انفكاك و جدايى نيستند و اگر آنها را جدا و منفك فرض كنيم ، مفهوم مورد نظر رخت بربسته و از ميان خواهد رفت ؛ مثلًا مفهوم كرسى كه داراى شكل خاص و رنگ و بزرگى و ظرافت صنعت بوده و از تخته ساخته شده مفهومى است مانند مركب از يك عده مفهومات و از ميان آنها اگر رنگ و بزرگى و ظرافت صنعت را تصور نكرده و نديده انگاريم ، تصور كرسى از ميان نمىرود به خلاف تخته « ماده » و شكل كرسى « صورت » كه با نفى آنها تصور كرسى از ميان خواهد رفت . از اين راه مىدانيم كه مفهوم كرسى مفهومى است كه از مجموع دو مفهوم « تخته شكل » تركيب يافته است و سپس همين چگونگى و تركيب را در خود مفهوم تخته كه جزئى از مفهوم كرسى مىباشد مىيابيم ، زيرا اگر چنانچه مثلًا عناصرى كه به همراهى صورت تخته ، تخته را درست كرده‌اند از مفهوم تخته سلب شوند ، تصور تخته از ميان مىرود و البته اين تجزى و انحلال پيوسته ادامه نيافته و در جايى وقوف خواهد كرد . و البته آخرين دو مفهومى كه پيدا كرده‌ايم بسيط خواهند بود ، چنان كه در خارج نيز كار همان‌گونه مىباشد و همان مفهوم بسيط است مفهومات بسيطه ديگرى ، يكى پس از ديگرى به
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 90 | السيد محمدحسين الطباطبائي