تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
و علم انجام مىدهد و اين علوم و افكار از خارج سرچشمه مىگيرد ( البته واقع‌بينى علوم و افكار همه به يك نحو نمىباشد ، چنان كه در مقاله‌هاى بعدى روشن خواهد شد ) و از اين جا روشن مىشود كه ايده‌آليست حقيقى يكى از دو كس خواهد بود : 1 - كسى كه برخى از علوم و افكار نظرى به وى مشتبه شود و در عين حال كه يك سلسله علوم و افكار عملى و نظرى كه براى زندگى روزانه لازم مىباشد ، در ذهنش محفوظ و منشأ اثر هستند به واسطه اختلافات و تناقضات كه در افكار و انظار دانشمندان ديده و يا خطاهايى كه از حواس خود مشاهده كرده معلومات محفوظ خود را به حساب نياورده و از واقع‌بينى آنها غفلت ورزيده و فقط به اشتباهات و تناقضات مزبور چسبيده و مىگويد علوم و ادراكات ما از خارج كشف نمىكنند ؛ يعنى به چيزى علم نداريم . 2 - كسى كه بدون پيش آمدن آفت‌هاى ذهنى براى پاره‌اى از مقاصد فاسده و آزادى جستن از مقررات و اصول مسلّمه اجتماعى ، اين مسلك را پيش گرفته است و در همه چيز ترديد و حتى در ترديد نيز ترديد مىكند . در برابر هر حقيقت روشن و آشكارى مكابره مىنمايد . و از اين تقسيم روشن است كه راه گفت و گو با اين دو دسته مختلف بوده و هر دسته طريق راهنمايى جداگانه دارد . اگر با ايده‌آليست « مشتبه » مواجه شديم بايد با روش معتدلى در وى انصاف را به جنب و جوش آورده بگوييم : مراد از واقع‌بينى اين معنا نيست كه ما هيچ خطا نمىكنيم ، ولى اگر هم هيچ راه به واقع‌بينى نداشته باشيم كارى از پيش نمىرود و سپس يك سلسله علوم و ادراكات محفوظه خودش را به خودش ارائه داده و مقدارى هم از انديشه‌هاى غير منظم - انديشه‌هايى كه به دلخواه خود همه وقت مىتواند بكند - به پيشش آورده و تفاوت اين دو دسته از انديشه‌ها را عيناً به وى نشان دهيم تا متذكر شود كه از ته دل به واقع معتقد بوده است . در اين صورت او خواهد ديد كه :