اين كه تقسيم نامبرده ذهنى بوده و يا به طفيل انقسامى كه در پيكره مسافت مثلًا موجود است پيش آمده و مكانهاى دانه دانه پديدار مىكند و گرنه حركت نامبرده يك واحد متصل و سيال - روان - بيش نيست ؟
چنان كه در گذشته گفتيم ما در اين بحث با انقسام ماده و انرژى كارى نداريم .
چيزى كه هست ، اين است كه يك نظريه را نمىتوانيم ناديده انگاريم و آن اين است كه « هر يك از اين مكانهاى مفروض بهواسطه امكانى كه در مكان سابق بر خويشتن - با بيانى كه گذشت - دارد ، با وى متحد و يكى است » . در نتيجه ميان نقطه مبدأ و منتهى يكى بوده و نقطه مبدأ هنگامى كه دست به حركت مىزند از استقرار و ثبات خود دست كشيده و حال تبدل و سيلان را به خود گرفته و اين وصف را دارد تا دوباره به حال استقرار و ثبات ( نقطه منتهى ) برسد .
آرى ! ما در هر لحظه از زمان حركت كه به جسم مفروض نگاه مىكنيم آن را داراى مكان ويژهاى مىبينيم ، در حالى كه در لحظه قبل از آن لحظه و در لحظه بعد از آن لحظه ، در غير اين مكان مىديديم و از همين لحاظمكان سايل ممتد ، به مكانهاى دانهدانه منقسم مىشود . ولى اين انقسام از ناحيه لحاظ و تخيل به ميان مىآيد . نه اين كه واقعيت خارجى داشته باشد ، زيرا با پيدايش آنها جريان حركت قطع گرديده سيلان مكانى جسم از ميان مىرود !
از بيان گذشته اين نتيجه را مىگيريم كه :
حركت مكانى جسمى اين است كه نسبت مكانى جسم صفت تبدل و سيلان را به خود گيرد ؛ به نحوى كه اگر مكان واحد را با حفظ وحدت در دو لحظه زمانى بسنجيم مكان در لحظه اول غير از مكان در لحظه دوم - با حفظ وحدت - بوده باشد ( مراد از سيلان و جريان و تغير و تبدل تدريجى همين است ) . و چنان كه گفته شد امكان و فعليّت در اينجا به هم آميخته شده و اجزاى مفروضه حركت هرگز با هم ( در يك لحظه ) جمع نمىشوند .
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢٧