يك واحد است و يك گوسفند يا مرغ يا درخت بيد ، يك واحد است اگر چه ما گاهى هم در تشخيص واحد خطا نموده و غير واحد را ، واحد مىشماريم و تا اندازهاى در مقاله پنجم در خصوص كثرت و اختلافات خارجى ، اين مسئله را توضيح دادهايم .
به هرحال با در نظر گرفتن اين مطلب اگر جسمى را ، كه هرگز از مكانى خالى نخواهد بود ، فرض كنيم كه با حركت خود از مكانى به مكان ديگر منتقل مىشود ، خواهيم ديد همين كه مكان اولى خود را با حركت خود رها كرد ، در هر لحظه از لحظات زمان حركت خود يك مكان تازه نسبت جسم به اجسام خارج و دور و بر خود - گرفته و در لحظه تالى آن يك مكان تازهترى مىگيرد و همچنين . . . .
آن گاه اگر جسم را با چند واحد از اين مكانها فرض كرده و امكنهء مفروضه را به ترتيب پهلوى هم بچينيم ، هر واحد از مكانهاى مفروضه بهواسطه امكانى كه در مكان پيشين خود دارد - و اين امكان هم با فعليّت مكان پيشين مفروض يعنى جسم در مكان پيشين كه حامل آن است ، متحد است و هم با فعليّت مكان پسين مفروض متحد است و جسم نيز علىالفرض از مكان خالى نيست و فعليّت مكان نيز بىامكان و قوه نخواهد بود - با همان مكان پيشين اتصال پيدا كرده و يك واحد را تشكيل مىدهند ولى واحدى كه اين سرش با آن سرش اختلاف داشته و غير همديگرند .
يعنى اين واحد يك امتداد و انقسامى دارد كه بهواسطه آن جزء اول پيشين امكان جزء دوم و پسين را دارد نه فعليّت آن را ، يعنى جزء پسين اين واحد به همراه جزء پيشين آن نيست ( انتزاع عدم جزء لاحق را از جزء سابق مىكنيم با فرض وحدت ) اين نظر و لحاظ و وقتى كه نسبت به همهء مكانهايى كه فرض نموده بوديم انجام دهيم ، خواهيم ديد وحدت و تغير نامبرده ، به همه سرايت نموده و يك واحد روان و سيال پيدا مىشود و هر نقطه آن را كه بگيريم ، با اين كه يك واحد بيشتر نيست ، به همراه قطعه پيشين خود و پسين خود نيست - يعنى به حسب فعليّت - ولى امكان آن در قطعه پيشين و امكان قطعه پسين آن موجود است .
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 224
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢٤