تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
انسان ، براى حيوانات ديگر به وجود آمده است و همچنين . . . . بلكه از روى فرضيه‌هاى علمى ، جهان هستى توده انبوهى است از انرژى كه با تراكم گروهى از خود ، اجزاى اتمى ماده را به وجود آورده و با تركيب اجزاى اتمى ، عناصر را و با تركيب عناصر ، اجسام بىشمارى را تهيه نموده و با حركت و تحول عمومى پيوسته صور و خواص آنها در تغيير مىباشد ! آن گاه هر پديده‌اى كه اجزاى ساختمانش باخواص آنها با هم وفق نمىدهد يا با خارج از خود و قوىتر از خود برخورد مىكند ، به زودى از ميان مىرود و پديده‌هايى كه قابل بقا و خالى از معارضه مىباشند به زندگى خود با تناسل يا بى تناسل ادامه مىدهد . با اين همه اينها نيز از تأثير محيط بر كنار نبوده و تدريجاً تحولاتى در ساختمان يا خواص خود گرفته با محيط سازش مىنمايند ، چنان كه شواهد زيادى براى اثبات اين نظر از كتب طبيعى مىتوان به دست آورد . گذشته از اين ، به استقراء ، پديده‌هايى مىتوان پيدا كرد كه سودى براى آنها متصور نيست تا غايت خلقت آنها قرار بگيرد ، مانند روده اعور و برخى از غده‌هايى كه در بدن انسان درست مىشود و مانند پستان مرد و مانند پرده ميان انگشتان برخى مرغان غيرآبى و جز آنها . . . .

پاسخ

اين شبهه اين است كه ما بىآن كه در اجزاى اين بيان خرده‌گيرى نماييم با تسليم همه اين سخنان سه اصل مسلم علمى زيرين را يادآورى مىنماييم : 1 - جهان هستى به‌واسطه ارتباط و تأثيرى كه همه اجزايش در همه اجزايش دارد ، يك واحد حقيقى را تشكيل مىدهد . 2 - فعاليت‌هاى توى هم پيچيده اين واحد روى يك نظام مرتبى است كه هيچ گونه استثنايى در آن نيست : « قانون علت و معلول » . 3 - اين جهان با نظام مخصوص خويش پيوسته در تحول بوده و رو به تكامل مىرود .