پيشآمدهاى شيرينى روبه رو مىشود . « خوش بخت » مىنماييم و كسى را كه پى در پى با حوادث تلخ و ناگوارى روبه رو مىشود « بدبخت » مىشماريم .
و در آثار گذشتگان از براى اين موجود خرافى ، اندام مخصوص و در خصوص وى افسانههاى بسيارى يافت مىشود و هنوز هم كه هنوز است بخت ! در پيشآمدها و كارهاى روزانه بشر ، دخالتهاى مستقيم و غير مستقيم بسيار دارد .
ولى وقتىكه كاملًا دقت كرده و به محاسبه علل اين گونه حوادث بپردازيم به اشتباه خود پى برده خواهيم فهميد كه علت پيدايش اين موضوع خرافى اين بوده كه ما « دائم » را به جاى « غالب » گذاشتهايم . كندن چاه 50 مترى پيوسته انسان را به آب نمىرساند ( كه در نتيجه اگر به آب نرسيد بدبختى و اگر به گنج رسيد خوشبختى بوده باشد ) بلكه گاهى به آب مىرساند كه در پنجاه مترى سطح زمين آب موجود بوده باشد . چيزى كه هست كندن چاه 50 مترى هميشه انسان را به همان چيزى كه در پنجاه مترى سطح واقع است مىرساند . اگر آب است آب و اگر گنج است گنج و اگر سنگ است سنگ . و اين دائمى است .
و البته موقعى كه كندن چاهبهگنج هدايت كرده ، از اين جهت بوده كه در پنجاه مترى سطح زمين گنج وجود داشته و با برداشتن خاك كه روى آن را پوشانيده بود ، گنج پوشيده پيدا شده و اين علل و شرايط جز اين نتيجه نداشته است .
در همه موارد بخت سفيد و بخت سياه نمىتوانيم حادثهاى را پيدا كنيم كه اثر مستقيم علل و شرايطى كه در محل واقعه تراكم نمودهاند ، نباشد و غايتى نمىتوانيم بيابيم كه ارتباط ذاتى با اسباب و قواى حاضره و فعاله پيدا نكند . . .
* * *
مسائلى كه در اين مقاله اثبات گرديد ، به شرح زير است :
1 - هر حادثهء زمانى نيازمند به علت مىباشد و با تعبير عمومىتر ، هر « ممكن »