تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
ولى « اتفاقاً » سرماى آخر بهار يا تگرگ اول تابستان ، محصول سر درخت را از ميان برده ، به رشد اقتصاد لطمه زد . همچنين مىگوييم امروز بامدادان براى خريدن نيازمندىهاى خانه به بازار مىرفتم ، « اتفاقاً » با فلان دوستم برخورد نمودم و فلان گزارش را به من داد . و همچنين مىگوييم با اتومبيل از تهران ساعت نه به سوى قزوين رهسپار شديم و بنا بود تا ساعت دوازده برسيم ولى « اتفاقاً » ميان راه ماشين عيب كرده ! يك ساعت ما را لنگ نمود . و همچنين مىگوييم چند سال پيش اوضاع اقتصادى و آرامش كشورها بد نبود و مردم دست به اصلاحاتى زده بودند « اتفاقاً » جنگ جهانى دوم پيش آمده نظام موجود زندگى را به هم زد . در اين مثال‌ها و صدها مثال ديگر ، اگر كنجكاوى كنيم خواهيم ديد حوادثى كه به آنها نام « اتفاق » و « اتفاقى » داده‌ايم ( در مثال 1 سرما و تأثير آن ، در مثال 2 ملاقات دوست و گزارش او ، در مثال 3 عيب كردن و لنگ شدن ماشين ، در مثال 4 حدوث جنگ جهانى و آثار آن ) نمىخواهيم بگوييم علت فاعلى نداشت و فعل بىفاعل به وجود آمده ، زيرا علت فاعلى هر يك از حوادث در مثال‌هاى مزبور در كنار خود حادثه معلوم است . بلكه مىخواهيم بگوييم حادثه اتفاقى در هر يك از مثال‌ها ارتباطى به‌علل و عواملى كه در مثال ذكر شده نداشته از جريان آنها پيش‌بينى نمىشد ؛ مثلًا در مثال محصول و سرما ( مثال 1 ) طبيعت درخت‌هاى ميوه و سبز شدن بهارى و شكوفه باز كردن و باز نگاهداشتن و به‌واسطه تغذيه ميوه را بزرگ نمودن و بالاخره اين مجموعه ، اين غايت را - سرما و از ميان رفتن ميوه - در دنبال خود نداشت و پيش‌بينى نمىشد ، پس حادثه اتفاقى غايتى است كه بدون ارتباط به فاعل و بىاقتضاى فاعل در دنبال كار بيايد .