اتفاق و استثنا است - يعنى نقض كليت قانون علت و معلول و همچنين اثبات اختيار در افعال افراد ، مستلزم اثبات اتفاق مىباشد - يعنى نفى جبر علت - چنان كه از اين سخنان پراكنده كه نشان داديم پيداست اين گروه از اسم اتفاق معناى حقيقى آن را - غايت غير مرتبط به علت فاعلى گرفته و معناى ديگر « فعل بىفاعل يا ماده » به آن دادهاند و به اين اندازه نيز نساخته و متافيزيك را با قول به وجود اتفاق متهم داشته و اين نسبت ناروا را دادهاند ، با اين كه به گواهى مثالهايى كه صدها امثال آنها در مطالب علمى و فلسفى و محاورات روزانه از اين گروه سر مىزند ، صد در صد مثبت وجود اتفاق مىباشد !
* * * به هر حال شبههاى كه دامنگير ماترياليستها گرديده اين است كه : حوادث عمومى كه با همديگر جور آمده و توافق نشان مىدهند مانند : دارا بودن كره زمين به مواد و حوداثى زمينى و فعل و انفعالهاى جوى مانند : حوادث آسمانى و فصول اربعه و دورى و نزديكى و ساير اوضاع زمين نسبت به خورشيد و ستارگان كه يك رشته حوادث منظم و مرتبط به هم نتيجه مىدهد و در نتيجه انواع موجودات زمينى از نبات و حيوان و انسان استفادههاى شايانى در بقاى خود از آنها مىنمايند ، و همچنين تجهيزاتى كه انواع اين موجودات در ساختمان موجود خود داشته و بهواسطه آنها تصرفاتى در مواد خارجى نموده ، افعالى به نفع بقاى خود انجام مىدهند و بالاخره همه توافقهايى كه در نظام طبيعت مشهود بوده و با بقاى انواع موجودات وفق داده ، با نفع آنها تطابق مىكند از غير راه غايتگيرى و با فرضيههاى علومطبيعى از قبيل تنازع بقاء ، غلبه قوى و تبعيت محيط و جز آنها قابل توضيح بوده و نيازى به دستگاه غايت در آفرينش نيست .
به چه دليل مىتوان گفت و از چه راه بگوييم كه جهان پهناور هستى با نظام شگفتآور خودش از براى انسان ناچيز آفريده شده و يا اين كه جهان به استثناى
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٠٩