لزوم ندارد كه هر غايت اجتماعى و با فكر تفضيلى كه عقلاى اجتماع به كار مىبندند بوده باشد . بچه و كودك از راه زيادتى انرژى حركت زياد خواسته و از شكل حركت يك التذاذ خيالى دارد و اين خود غايتى است و همچنين ما در موارد عاديات خودمان به واسطه رسوخ صورت فعل در ذهن از صورت حركت و كار مخصوص لذت مىبريم و اين خود غايتى است و همچنين در امثال نفس زدن و چشمك زدن ، آسايش طبيعى مىيابيم و اين خود يك غايتى است . و التبه كار اختيارى تنها شعور و اراده لازم دارد نه فكر تفصيلى ، چنان كه ما با اختيار سخن مىگوييم در حالى كه نسبت به چيدن حرف پهلوى حرف ، در كلمات و جعل اعمال فكر نمىكنيم . پس همه افعال اختيارى غايت دارند .
( 2 )
هر غايتى كه ما از فعلى از افعال اختيارى خود مىخواهيم چيزى است كه آن را براى تأمين احتياج وجودى مىخواهيم . گرسنهايم و با خوردن غذا سيرى مىخواهيم ، تشنهايم و با نوشيدن آب سيراب شدن مىطلبيم و همچنين . . . يعنى ما ناقصايم و با غايت فعل ، خودمان را تكميل مىنماييم . سادهتر بگوييم : نسبت غايت به ما كه فاعل هستيم نسبت كمال است به نقص .
و از همين راه ما طبق قانون تكامل عمومى خواهان كمال خود هستيم و از اين روى از فعاليتهاى وجودى خود آنچه مىتواند كمال مزبور را به وجود آورد و با آن مرتبط است ، در راه آن به مصرف رسانيده و آن را به وجود آورده كمال خود راه مىيابيم . براى رسيدن به مكانى راه مىرويم ، براى به دست آوردن سيرى دست و دهان را به كار مىاندازيم . . . .
پس در حقيقت فعل خود را تبديل به غايت ( شكل كامل وجود خودمان ) مىنماييم و از اين راه حقيقت غايت عبارت است از : صورت كاملتر وجود هرچيزى
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٠٥