است اشتباهى است كه پاسخش نيز از بيان گذشته روشن است .
و اين كه در اشكال گفته شده كه ممكن است پيدايش علت فاعلى در مواردى كه هست اتفاقى بوده باشد ، سخنى است متناقض و مفهومش اين است كه علتى كه رابطه وجودى واقعى با معلول دارد ، به مجرد اتفاق و بىرابطه وجودى ، واقعى است !
علت مادى
بيانى را كه در علت فاعلى ايراد كرديم ، در معرفى علت مادى ، فعلًا كافى است و بيشتر از آن را در لابه لاى مقاله دهم بايد جست و جو نمود ! تنها در اين جا دو نكته زير را نبايد از نظر دور داشت :
الف - در بحثهاى ما ميان ماده و علت مادى فرق است و آن ايناست كه مركبى كه از ماده و صورت تركيب يافته جزء مادى آن نسبت به جزء ديگر صورى ، ماده است كه صورت را مىپذيرد و نسبت به مجموع مركب « ماده و صورت » علت مادى است كه مركب در وجودش نيازمند اوست ، ولى در صورت اولى صورت نيازمند ماده نيست ، بلكه ماده بىصورت نمىتواند وجود داشته باشد .
ب - در عين حال - چنان كه مشهود است - كه ما گفت و گوى فلسفى خود را با تسليم اصل مسلم علوم مادى كه « اجسام مركب از ذرات بسيار كوچكى به نام ماده اجسام مىباشد » ادامه مىدهيم ، چون علوم مادى براى اين ماده عمومى فعاليتهاى چندى اثبات كردهاند ما نيز ناچاريم از روى قانون عليت و معلوليت عمومى چنان كه در علت فاعلى گفتيم ، مادهاى بسيطتر از اين ماده مفروض ، كه ما در بحثهاى خود به اين ماده نام مادةالمواد و « هيولى » مىدهيم اثبات نماييم .
علت صورى
در حقيقت ، آن همان فعليّت شيئى است كه نام نوعى خود را بهواسطه آن برداشته ،