نمىشود تصور كرد كه آبى كه ده درجه حرارت دارد ده درجه را دوباره قبول كرده و تازه داراى ده درجه حرارت بشود و انسانى كه انسان است انسان شود و مادهاى كه فعلًا صورت سيب را دارد صورت سيب را با وجود داشتن آن به خود بگيرد و در نتيجه به طور كلى مىفهميم كه پذيرنده و به خود گيرنده اثرى ، بايد آن اثر را از پيش خود نداشته و فاقد بوده باشد و به اصطلاح فلسفى « حيثيت قبول ، حيثيت فقدان است » و نظير همين بيان در رابطه معلول با فاعل اثبات مىكند كه كننده كار ، بايد اثرى را كه به ماده مىدهد از پيش خود داشته و واجد بوده باشد و به اصطلاح فلسفى « حيثيت فاعليت ، حيثيت وجدان است » و از اين بيان ، اين نتيجه روشن گرفته مىشود :
هرگز قابل و پذيرنده اثرى عين فاعل آن اثر نخواهد بود .
و با پشت گرمى اين نتيجه مىگوييم در جاهايى كه موضوع اثرى ، اثر لازمى را به خود گرفته و دارا است يا وجودش مجموعهاى از دو وجود قابل و فاعل است كه با يكى مىدهد و با يكى مىگيرد و يا - اگر بسيط است - تنها قابل است و فاعل اثر جدا از اوست .
و با در نظر گرفتن بيان گذشته در مورد حركت سريع نور و همچنين در مورد ذرات اتمى جهان كه حركت دائمى دارند اگر صورت و فعليّتى دارند كه حركت را به آنها مىدهد و از سوى ديگر نيز حركت را پذيرفته و به خود مىگيرند ناچار وجود آنها مجموعه دو وجود فاعل و قابل مىباشد و اگر تنها متحرّك هستند و هيچگونه صورتى ندارند جز اين كه صورتهاى بعدى را پذيرفته و به خود مىگيرند ، ناچار فاعل و محركى ماوراى ماده دارند كه حركت را از آن مىپذيرند و از اين جاست كه فلاسفه الهى فاعلى ماوراء ماده اثبات مىنمايند . گذشته از اينها ماده يكنواخت حركتهاى مختلف دارد و ناچار براى هر يك از آنها علتى بيرون از ماده خواهد بود .
پس در هر حال در مورد هر معلولى از اثبات علت فاعلى چاره و گريزى نيست .
و اين كه در آخر اشكال گفته شده است كه در حقيقت ، علت فاعلى نيز علت مادى
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٠٢