بلكه دانشمندان مادى تكون بدوى و پيدايش نخستين جهان را معلول برخورد حركتهاى سر زده گروه اتم مىدانند كه در فضا سرگرم شناورى بوده و بهواسطه تصادم ، همديگر را نگاهداشته و كراتى به وجود آورده و با تركيبات گوناگون خواص و آثارى راه انداختهاند در حالى كه براى پيدايش اين صورتها به جز ماده ، علتى در كار نبوده ! و اما مواردى كه علت فاعلى و مادى هر دو وجود دارند - موارد عمل و عكسالعمل - در آنها نيز به حسب حقيقت چون هر دو يعنى فاعل و منفعل داراى اثر هستند ، مانند پدر و مادر هر دو علت مادى مىباشند اگر چه فرقى در راه جذب و انجذاب دارند و هم مىتوان گفت كه انقسام علت به علت فاعلى و مادى در اين موارد به مجرد اتفاق بوده و مانند حصول توارث و قابليت بقاى خود به خود به وجود آمده است !
پاسخ
ما يك بار مانند كسانى كه اعتقاد به علت و معلول را بسته به تداعى معانى و تنها عادت ذهنى مىدانند در مورد علت و معلول تنها به نامگذارى قناعت كرده بدون اثبات رابطه حقيقى در هر جايى كه موجودى دنبال موجودى پيدا شود « پيشين » را علت و « پسين » را معلول مىنماميم . البته در اين صورت حقيقتاً منكر اين قانون بوده و به اين قانون ارزشى بيشتر از نامگذارى و تسميه نداده خط بطلان به گرداگرد همه علوم و افكار خود خواهيم كشيد . و يك بار حقيقتاً ميان اشياء رابطه واقعى عليت و معلوليت يعنى رابطه نيازمندى وجودى مستقر مىسازيم و در اين صورت در جاهايى كه فاعل از ماده جداست ، رابطه معلول را با ماده جدا از رابطهاى كه معلول با فاعل دارد مشاهده نموده مىفهميم كه رابطه معلول با ماده ، رابطه پذيرفتن و به خود گرفتن اثر مىباشد و نيز به دست آوردهايم كه پذيرفتن و به خود گرفتن اثر با وجود قبلى اثر نمىسازد .