باشد بنابر اين ، تباين وجودى دو علت متباين ، معلول را در مرتبه ضعيفه متباين قرار خواهد داد و همچنين تباين وجودى دو معلول متباين ، مستلزم دو علت متباين خواهد بود .
و بايد دانست كه نسبت به اين دو نظريه نيز به نظر سطحى موارد نقض زيادى موجود است ، چه در خارج بسيار اتفاق مىافتد چندين فاعل دست به هم داده و فعلى را انجام دهند و يا يك فاعل چندين فعل به وجود آورد ، ولى بايد باريكبينى نموده و فهميد كه در صورت اولى مجموع چندين فاعل يك فاعل را تشكيل مىدهند و در صورت دومى يك فاعل با شرايط مختلف چندين فاعل مىشود و يا چندين فعل بهواسطه تربيت يك فعل مىباشد .
علتهاى چهارگانه
اگر يكى از كارهاى خود را كه اختيارى مىناميم مثلًا دوختن يك پيراهن را مورد مطالعه قرار دهيم ، خواهيم ديد به وجود آمدن يك پيراهن كه معلول است - مسامحه - موقوف است به مقدارى پارچه كه پيراهندوز براى پوشيدن با ابزار ويژه خود او را به شكل مخصوص درمىآورد و وجود پيراهن به همه اين اطراف بسته مىباشد :
1 - فاعل كه پيراهندوز است .
2 - غايت و آرمان كه پوشيدن مىباشد .
3 - ماده كه پارچه است .
4 - صورت كه شكل پيراهن بوده باشد .
اگر يكى از اينها در ميان نبود ، پيراهنى به وجود نمىآمد .
ما در مورد افعال اختيارى خود اين علتهاى چهارگانه را باور داريم و چنين مىانگاريم كه كارهايى كه با « تروى » و « فكر » انجام مىدهيم ، روى اين پايههاى چهارگانه ايستاده در هستى خود از آنها سرچشمه مىگيرند ، ولى آيا اين انديشه ما