اشكال
درست است كه جست و جو از معدوم وجه ندارد ، ولى در اين موارد علت مركب بوده و پيوسته داراى اجزائى است كه برخى از آنها موجود و برخى معدوم مىباشد و ما با پى بردن به اجزائى كه هنوز موجودند ، به اجزاى مربوطه ديگر نيز پىمىبريم ، جز اين كه تمام علت مركب است و مركب با انعدام بعضى از اجزاء نابود مىشود ، پس هيچ گاه همراه بودن وجود علت - به اتمام اجزاء - با وجود معلول لازم نيست ، چنان كه نوزاد انسانى تنها حاجت و نيازى كه به وجود پدر و مادر دارد در زاييده شدن است و بس و پس از زاييده شدن ، ديگر نيازى در ميان نيست .
پاسخ
در تقريب مفهوم علت در اشكال ، چنان كه روشن است وجود هر يك از اجزاى علت مطلق گرفته شده و اين خود اشتباه بزرگى است و به ويژه از كسانى كه بيشتر از همه سنگ تحول و تكامل را به سينه مىزنند بسيار شگفتآور است .
زيرا ما در جهان ماده موجودى مطلق و خارج از قانون حركت و تكامل نداريم و هر پديدهاى كه پيدا مىشود با اجزاى مكانى و زمانى جزء وجودش ارتباط دارد .
و بنابراين علت مركب يعنى يك سلسله حوادث مربوطه كه براى پيدا شدن يك پديده مادى فرض مىكنيم ، در حقيقت مادهاى را فرض كردهايم كه در جاده حركت افتاده و يك رشته احوال و شرايطى را به نحو تحول و تكامل طى مىكند و البته هر يك از اين احوال و شرايط پاىبند جاى ويژه خويش بوده و پس و پيش نخواهد شد ، پس در حقيقت علت مفروضه با اجزاى تدريجى كه دارد از وجود معلول خودش جدا نشده و مجموع علت كه به معلول نسبت داده مىشود هيچ يك از اجزاى خودش را گم نكرده ، زيرا بديهى است كه هر يك از اجزاء در جاى خود محفوظ مىباشد .