تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
كار نابود مىشود ؟

پاسخ

منشأ اشكال سست‌گيرى و مسامحه در باب حقايق ، يا پى نبردن به حقيقت فعل و فاعل است . ما اگر چه ساختمان را كار بنا و نوزاد را كار پدر و مادر معرفى مىنماييم ، ولى به حسب حقيقت كار بنا همان حركات گوناگون دست‌هاى وى مىباشد كه با مجرد خوددارى از كار ، از ميان مىرود و گرنه ساختمان هرگز به بنا قائم نيست و همچنين در ساير موارد . . . پس ما اولًا : اين را مىدانيم كه ماده فعل و صورت فعل قائم به اين فاعل - بنا مثلًا - نيست . و ثانياً : اين را نيز مىدانيم كه حركات گوناگون دست اين فاعل به او قائم است كه با مجرد ترك معدوم مىشود و ثالثاً : اين را نيز مىدانيم كه نام فعل را كه به اين حركت داده‌ايم تنها براى اين است كه حركت بوده و به محرك خود قائم مىباشد و گرنه برداشتن و گذاشتن سنگ و آجر روىهم و بنا بودن بردارنده و گذارنده در نام‌گذارى ، خصوصيت و دخالتى ندارد و در اين صورت هر حركتى « فعل » فاعلى « محرك » مىخواهد كه به آن قائم بشود و بىآن از ميان خواهد رفت . و رابعاً : اين را نيز مىدانيم كه هر يك از موجودات جهان ماده حركتى است و محركى مىخواهد كه به همراه آن موجود بوده باشد . اينها معلوماتى هستند كه با كوچك‌ترين ترديد در يكى از آنها دستگاه عليت و معلوليت و تحول و تكامل از ميان خواهد رفت و از اين روى حكم مىكنيم كه فاعل عمل ، مانند ماده و صورت فعل ، به همراه خود فعل بايد موجود بوده باشد . البته چون ممكن است كه در يك فعل فاعل‌هاى گوناگون علىالتوالى شركت داشته و هر يك از آنها فعلى را كه انجام مىدهد به دست شريك و انبار خود بسپارد ؛ يعنى فاعل دومى اتصال وجودى به فاعل اولى پيدا كرده و پس از وى جاى او را بگيرد ، ممكن است فعلى پس از رفتن فاعل نخستين به فاعل‌هاى ديگرى قائم بوده و
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 180 | السيد محمدحسين الطباطبائي