تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
از ميان نرود و همه مواردى كه فعل پس از فاعل باقى مىماند از همين قبيل . چنان كه روشن شد فلسفه متافيزيك در اين نظريه ، قانون علّت و حركت عمومى را اساس نظر خود قرار مىدهد و علم امروز نيز با هرگونه تلاش ، نظريه تحول و تكامل « حركت عمومى » را تأييد مىكند و در اين جا شگفت‌آور اين است كه ماترياليسم ديالكتيك تحول و تكامل را كه در گردش جهان ماده روى آن است فراموش كرده و براساس وجودات مطلقه بدون تقييد ، فكر مىكند و شگفت‌آورتر از اين ، اين كه مىگويد متافيزيك به مفهوم علت و معلول پى نبرده است !

اشكال

اين سخن با فرضيه فيزيكى نيوتن كه مىگويد : « هر جسمى هميشه بر حالت سكون يا حركت يكنواخت خود باقى مىماند ، مگر اين كه قوايى كه به روى كارگر مىافتد مجبورش سازند كه حالت سكون يا حركت خود را تغيير دهد » و از روى آزمايش‌هاى غيرقابل رد تهيه كرده منافى است ، زيرا بديهى است كه در حركت دائمى ، محرك اولى از ميان رفته با اين‌همه حركت باقى است .

پاسخ

با چشم‌پوشى از اين كه اين فرضيه تنها حدسى بوده كه دانشمند مزبور از تأمل در اختلاف حركات با اختلاف عوائق زده است و غير قابل آزمايش مىباشد ، زيرا حركت بىعائق هيچ گاه پيدا نمىشود براى اين كه فرض يك جسم تنها در جهان هستى با فرض حركت مكانى كه تبديل تدريجى نسبت جسم به خارج از خود مىباشد ، غير قابل جمع است ، خود فرضيه كه فاعل نخستين حركت را فرض مىكند از فاعل بقاى حركت ساكت است و تنها متوجه بقاى حركت مىباشد . در اين صورت به مقتضاى بيان گذشته ، اگر چنين حادثه‌اى اتفاق بيفتد ناچار فاعل ديگرى براى بقاى
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 181 | السيد محمدحسين الطباطبائي