عين و فايده فرق گذاشته اختصاص « حق » را به معناى ملك فايده ناميده و ملك را اختصاص به عين - كه محل جميع تصرفات ممكنه است - اعتبار نموده است .
در مرتبه تالى اين اعتبار ، بهواسطه احتياجى كه هر يك از افراد اجتماع به مواد متصرفى و بالخصوص ملكى غير پيدا نمودهاند اضطراراً اعتبار تبديل پيش آمده اگرچه انسان فرد اين منظور با غلبه و تهاجم انجام مىداد ، چنان كه پس از اجتماع افراد مقتدر و حتى در اجتماع متمدن امروزه جامعههاى مقتدر نيز اگرچه با ظاهرسازى و مغلطهكارى باشد ، همين روش را دارند .
و به واسطه اعتبار مبادله ، تقسيمات تازهاى به واسطه اختلافات نوعى مالك ( واجد شرايط تصرف و غير واجد چون بچه ، ديوانه ، مالك شخصى و مالك اشتراكى گوناگون و مالك نوعى و هيئت و مقام ) و اختلاف نوعى اعيان مملو كه ( انسان برده ، حيوان ، نبات ، جماد ، املاك قابل نقل و انتقال ، غيرقابل نقل و انتقال ، موجود و غير موجود و جز اينها ) پيش آمده كه منشأ اعتبار يك سلسله موضوعات اعتبارى تازه دامنهدار از معاملات گوناگون و وضع احكام گوناگون از براى آنها گرديده است . و در نتيجه عدم تعادل نسبت ميان مواد مورد مبادله احتياج به اعتبار پول پيش آمده كه يكى از مواد مورد رغبت را واحد مقياس از براى سنجش ساير مواد مورد حاجت قرار بدهند و البته اين اعتبار نيز يك سلسله اعتبارات فرعى مربوطه را ايجاب مىكند كه دستگاه وضع پول ، طلا و نقره و اسكناس و چك و اوراق ديگر بهادار و اعتبار و غيره با احكام و آثار خود نماينده آنها مىباشند .
و البته اين همه تحولات اعتبارى تنها به مورد ملك اختصاص نداشته و در ساير موارد اختصاص نيز عيناً مانند ملك يا با تغييرات مناسبى مانند اقسام طلاق و مبادلههاى گوناگون حقوقى پيدا مىشوند .
و هر يك از اين موضوعات اعتبارى و آثار دامنهدار آنها قابل گفت و گوهاى علمى دراز مىباشد كه ممكن است در اطراف آنها نظرهاى گوناگون داده شود و در جاهاى
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٤٦