داشته و به غير آن توجه كند و البته در اين صورتخواهى نخواهى يك فكر ، منطقى و صحيح و خوب به نظر خواهد آمد و خلاف آن به خلاف آن ، و در اين صورت ، توارث افكار ، تلقين ، اعتياد ، تربيت ، در تثبيت و تغيير افكار اجتماعى و ادراكات اعتبارى نقش مهمى را بازى خواهد كرد .
3 - ما ترديد نداريم كه با قريحه تكامل پيوسته بر معلومات خود مىافزاييم و خلاصه در اثر اين كه نخستين روزهاى پاگشايى به جهان ماده معلومات زيادى از نياكان خود به طور توارث دريافت داشته پايه پيشرفتهاى آينده قرار مىدهيم ، دايره علوم روز به روز در توسعه است و هر چه توسعه پيدا كند از مزاياى طبيعت بهواسطه تطبيق عمل ، استفادههاى بيشتر و كاملترى نموده و طبيعت سركش را بهتر رام مىكنيم و از اين روى مفهوم « بايد و نبايد ، خوب و بد » و نظاير آنها پيوسته هم آغوش تغيير مىباشد ؛ مثلًا دو فرد انسان فرض كنيم كه يكى از آنها « انسان امروز » در يكى از تالارهاى كاخى زيبا روى كرسى زيباى خود نشسته و فاخرترين لباس را كه با آخرين مد روز دوخته شده باشد پوشيده و در مقابل ميزى كه روى آن خوراكهاى رنگارنگ چيده شده قرارگرفته باشد . و ديگرى « انسان اولى » روزگار شيرين خود را در شكاف كوهها با گياه بيابانها و ميوه جنگلها مىگذراند . با سنجشى كه در ميان اين دو فرد به عمل بياوريم روشن خواهد شد كه انسان چه بسيار بايستنىها را ترك گفته و خوبها را بد شمرده تا به حد امروزه رسيده . انسان هيچ گاه از فكر خوب و بد دستبردار نيست ، ولى پيوسته با پيشرفت زندگى ، بد را خوب و خوب را بد مىشمارد زيرا هيچ گاه زندگانى ديروزى با احتياجات امروزى وفق نمىدهد .
اگر در معلومات اعتبارى تأمل نماييم خواهيم ديد كه حال ادراكات اعتبارى در توليد و استنتاج مانند : حال علوم حقيقى مىباشد ؛ مثلًا ما نسبت وجوب را « بايد » از نسبت ضرورت خارجى كه در ميان علت و معلول خارجى است گرفتهايم و عامل اصلى اين اعتبار همين بود كه ديديم : فعل بالقوه فعاله ارتباط داشته و به ايدهآل
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٤٣