تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
زياد است كه شايد تميز و طبقه‌بندى و شمردن آنها بالاتر از توانايى فكر بوده باشد . اگرچه همه آنها ساخته فكر و انديشه مىباشند . با اين همه پيوسته انسان به حسب پيشرفت اجتماع و تكامل فكر خود مفاهيم تازه‌اى ساخته و هر روز يك يا چند نمونه تازه به معرض نمايش مىگذارد . و از همين جا نيز مىفهميم كه به قهقرى برگشته و به انسان اولى اجتماعى نزديك‌تر شويم اين ساخته‌هاى فكرى كمتر شده و به ريشه‌هايى كه محل انشعاب شاخه‌ها هستند نزديك‌تر خواهند گشت . از اين روى و براى اين كه اين مقاله بيشتر از حد معينى ، تفصيل را گنجايش ندارد ما در اين جا اعتبارات بعدالاجتماع چندى كه به منزله ريشه‌هاى ساير اعتبارات بعدالاجتماع مىباشند ، مورد بحث و گفت و گو قرار مىدهيم .

1 . اصل ملك

چنان كه از بحث‌هاى گذشته به دست آمد ريشه اين اصل پيش از تحقق اجتماع محقق بوده و آن همان اختصاص است كه بعدها به صورت ملك تكميل شده و داراى اثر خاصى كه جواز همه‌گونه تصرفات بوده باشد گرديده و اصل اختصاص يا اختصاص مطلق در مورد بعضى تصرفات اعتبار پذيرفته چنان كه مىبينيم در ملك ديگران مىتوانيم اختصاصاتى « امتيازات » داشته باشيم يا آن كه مىتوانيم اختصاصى در مواردى پيدا كنيم كه مورد تعلق ملك نخواهد بود مانند اختصاصات زوجيت ، دوستى ، همسايگى ، پدرى ، فرزندى ، و خويشاوندى و جز اينها . البته اين اختصاصات نيز هر كدام در مورد مخصوص خود به اندازه تماس و احتياج اجتماعى قيود تازه‌اى به خود گرفته و نام‌هاى ويژه پيدا مىكنند و در نتيجه احكام و آثار تازه‌اى براى آنها اعتبار مىشود كه قابل انطباق به مورد بوده باشد . در عين حال همه اين گونه اختصاصات « حقوق » ناميده مىشوند و تقريباً يا تحقيقاً در نظر اجتماع ، مورد اختصاص ، فايده مىباشد و در نخستين روزى كه اجتماع ميان
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 145 | السيد محمدحسين الطباطبائي