فعاليت بوده تنها موارد و مصاديق آنها جا به جا مىشود و جامعه بشرى پيوسته پيشرفت خود را در استخدام و استفاده از ماده ادامه داده و سرگرم توسعه و رفع تضييقات زندگى بوده و هر روز صحنه زندگى ديروزى خود را عوض مىكند و اين لازمه برخورد و فعل و انفعالى است كه اصول اعتبارات در همديگر دارند : پس از اين بيان نتيجه گرفته مىشود : « تغيير اعتبارات خود يكى از اعتبارات عمومى است » .
* * * تغيير اعتبارات را در بخشهاى زير مىتوان تلخيص كرد :
1 - منطقههاى گوناگون زمين كه از جهت گرما و سرما و ديگر خواص و آثار طبيعى مختلف مىباشد تأثيرات مختلف و عميقى در طبايع افراد انسان داشته و از اين راه در كيفيت و كميت احتياجات تأثير به سزايى مىكنند و همچنين در احساسات درونى و افكار و اخلاق اجتماعى ، و در پيرو آنها ادراكات اعتبارى آنها از هم جدا خواهد بود ؛ مثلًا احتياجات گرما و سرمايى منطقه استوايى نقطه مقابل احتياجات منطقه قطبى بوده و از همين جهت از حيث تجهيزات ، مختلف مىباشند . در منطقه استوايى در اغلب اوقات سال براى انسان يك لنگ كه به ميان ببندد لازم و زياده بر آن خرق و شگفتآور بوده و قبيح شمرده مىشود و در منطقه قطبى درست به عكس است .
اختلافات فاحشى كه در افكار اجتماعى و آداب و رسوم سكنه منطقههاى مختلفه زمين مشهود است ، بخش مهمى از آنها از همينجا سرچشمه مىگيرد .
و همچنين محيط عمل نيز در اختلاف افكار و ادراكات اعتبارى دخيل مىباشد ؛ مثلًا يك نفر باغبان با يك نفر بازرگان يا يك نفر كارگر بايك نفر كارفرما از جهت روش فكرى يك سان نيست ، زيرا احساساتى كه مثلًا سبزه و آب و درخت و گل و بهار به وجود مىآورند ، غير از احساساتى است كه كالا و داد و ستد لازم دارد و اختلاف احساسات ، اختلاف ادراكات اعتبارى را مستلزم مىباشد .
2 - كثرت ورود يك فكر به مغز انسان نصبالعين گرديده و نتواند از نظر دور
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٤٢