تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
حسب دقت خودكشى در جهان هستى مصداق ندارد . بلى يك موجود زنده مثلًا مىتواند فعاليت خود را به يك ماده‌اى ارتباط دهد كه حادثه مربوط به وى ، خود موجود زنده يا قوه مربوطه وى را ابطال نمايد ، يا فعاليتش را خنثى كند ؛ مثلًا انسان مىتواند سم را در آب حل كرده بنوشد - يعنى فعاليتى كه ملايم قوه غاذيه كه نوشيدن است انجام دهد - ولى سم محلول به‌واسطه ورود به معده فعاليت كرده او را بكشد . يا به نور بسيار قوى مانند قرص خورشيد نگاه كرده و قوه باصره را از كار اندازد و يا با يكى از قوا قوه ديگرى را خنثى نمايد مثلًا پلك‌ها را بسته و نگذارد چشم كار كند . انگشت به گوش گذاشته و نشنود ، ولى هرگز نمىشود انسان يا هر موجود ديگر از وجود خود مستقيماً عدم خود را بخواهد يا از قوه‌اى مستقيماً بطلان فعاليت خود آن قوه را تقاضا نمايد . از اين بيان مىتوان نتيجه زير را گرفت : اگر چه اعتبارات عامه قابل تغيير نيستند ولى از راه برخى از آنها در مورد برخى ديگر مىشود تصرف نموده و به وجهى اعتبار عمومى را از كار انداخت . يعنى موردى را در دايره فعاليت آن دخل داده و مورد ديگر را بيرون كرده و در نتيجه اعتبار عمومى را نسبت به مورد اول خود از كار انداخت . مثلًا زمانى مسافرت‌هاى طولانى را با چارپا يا كجاوه يا تخت روان انجام مىدادند . كجاوه يا تخت روان يا چارپا براى پيمودن راه‌هاى دور و دراز لازم و خوب بود ، ولى با پيدايش وسايلى تازه مانند اتومبيل ، راه‌آهن و هواپيما قاعده لزوم انتخاب اخف و اسهل وسيله تازه را به جاى كهنه نشانيده و صفت لزوم و خوبى را از آن گرفته و به اين داده است . البته اصل خوبى از ميان نرفت ، ولى جاى خود را عوض نمود . در هر گوشه و كنارى از اجتماع امروز صدها مثال براى اين گونه تغييرات رسومى ، آدابى ، اخلاقى ، معاملاتى و تماس‌هاى اجتماعى مىتوان پيدا كرد . چيزى كه هست اين است كه اصول اعتبارات عمومى پيوسته زنده و سرگرم ادامه
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 141 | السيد محمدحسين الطباطبائي