مفهوم اختصاص « اين ماده از آن من است » در پندار وى جلوهگر خواهد شد و اين مفهوم همان اختصاص مطلق است كه اصل مالكيت يكى از شعب آن است و همچنين دارايى ، رتبه و مقام ، هرگونه حقوق قراردادى و علقه زناشويى و . . . از شعب آن به شمار مىرود .
همچنين لزوم فايده در عمل « بايد كار آرمان داشته باشد » يكى از اعتبارات عمومى است كه به نحوى كه در آغاز سخن گفته شد از اصل مفهوم اعتبار استنتاج مىشود .
و همچنين اعتبارات عمومى ديگرى نيز مىتوان يافت ، ولى اعتبارات پنج گانه نامبرده در تشريح و استنتاج بقيه اعتبارات « اعتبارات بعدالاجتماع » و احكام آنها كافىاست .
به هر حال : اعتبارات عمومى « اعتبارات قبلالاجتماع » چون اعتباراتى هستند كه انسان در هر تماس كه با فعل مىگيرد از اعتبار آنها گريزى ندارد ، يعنى اصل ارتباط طبيعت انسانى با ماده در فعل ، آنها را به وجود مىآورد ، از اين روى هيچ گاه از ميان نرفته و تغييرى در ذات آنها پيدا نمىشود .
مثلًا انسان مىتواند يا مىشود كه يك انديشه ويژهاى را به واسطه پيدايش عواملى از مغز خود بيرون براند ، ولى هرگز نمىتواند يا نمىشود كه اصل انديشه را « بايد انديشه كنم » نكند و مثلًا هر اجتماعى مىتواند فكر خاص يك فردى را پايمال كند ، ولى هرگز نمىتواند فكرى را كه در فكر فرد فرد اجتماع ثابت است ، كشته و از ميان ببرد زيرا فكراجتماعى يك شماره محصلى از افكار مىباشد كه روى هم ريخته شده وحدتى پيدا كرده و مانند يك واحد حقيقى مشغول فعاليت است . و در اين صورت چگونه متصور است كه يك اجتماعى - فكر متراكم واحد - خودش ، خودش را از ميان ببرد ؟
ما با قريحهء « مسامحه » به بسيارى از موارد نام انتحار و خودكشى مىدهيم ، ولى به
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٤٠