جايى گفتيم كه راستى راجح است علم را به كار بردهايم ؟
نكته 2 -
انسان اگر به وجود چيزى علم داشته باشد تا علم به بطلان وجود آن نرسانيده علم نخستين را معتبر مىدارد و مطالعه حالات مختلف حيوانات ديگر وجود اين روش را در آنها نيز تأييد مىكند .
و اگر وجود چيزى كه كردنى است يا نكردنى در ميان دو چيز مردد شود به فعل هر دو طرف يا ترك هر دو طرف مبادرت مىورزد .
و اگر وجود چيزى را نداند ، ترتيب آثار وجود آن را به مورد نمىدهد . و اگر چيزى ميان كردنى و نكردنى - خير و شر - مردد شود ، توقف خواهد كرد . ( چهار اصل :
استصحاب ، احتياط ، برائت و توقف ؛ به اصطلاح فناصول ) : و چون در جاهاى ديگر در اطراف اين چهار اصل بحثهاى وافى شده از دامنه دادن گفت و گو در اين مقاله درباره آنها خوددارى مىشود .
خاتمه اين بحث
اعتبارات عمومى كه سخنان گذشته ما در پيدايش آنها بود منحصر به پنج اعتبارى كه شمرده شد : « وجوب ، حسن و قبح ، انتخاب اخف و اسهل ، استخدام و عمل علم » نمىباشد ، بلكه اعتبارات ديگرى نيز مىتوان يافت كه جنبه عموميت داشته باشند .
چنان كه اعتبار اختصاص و اعتبار فايده و غايت در عمل از اعتبارات عامه هستند ، زيرا اگر انسانرا تنها و در حال انفراد فرض كنيم ، در هر استفاده كه از ماده مىكند اگر يك مانع و مزاحمى - اگر چه انسان و يا موجود زنده ديگرى نبوده و يك مانع طبيعى باشد - پيش آمده و بخواهد انسان فعال را از اصل فعاليت يا از كمال فعاليت يا از تكميل فعاليت مانع شود ، انسان نيز ناچار و خواهى نخواهى به مقام دفاع برآمده و با فعاليت دفاعى خود ماده را تخصيص به خود داده و تصرف خود را بر آن مستقر خواهد ساخت و در عين حال اين وضع را يك نسبتى ميان خود ماده انديشيده و