پوشيده نماند كه : دانشمندان مادى چنان كه در علم نظرى كجروى نموده و علم « ادراك مانع از نقيض » را منكر شدهاند همچنان در علم عملى « مورد بحث » نيز اشتباه كرده و درست در نقطه مقابل ما قرار گرفته مىگويند : انسان هميشه به ظن عمل مىنمايد و علمى در كار نيست .
اين نظر از دو جا سرچشمه مىگيرد : يكى انكار اصل ادراك علمى . و ما در مقالههاى گذشته بطلان اين نظر را روشن نموده به ثبوت رسانيديم كه اين نظر جز روش شكاكان « نمىدانيم ؟ » حقيقتى در بر ندارد . دوم خلط ميان اعتبار ظن اطمينانى و ميان الغاى اعتبار علم . دانشمند مادى بايد بداند كه سخن دوتاست كه از همديگر جدا مىباشند .
يك بار مىگوييم انسان بناگذارى نموده كه على رغم « ظناطمينانى » را علم شناخته و به آن معامله علم كند . البته در اين صورت اعتبار حقيقتى از آن علم بوده و علم اعتبارى « ظن اطمينانى » تنها زنده اسم علم مىباشد . و يك بار مىگوييم انسان به علم عمل نمىكند ، بلكه پيوسته پيرو « ظن » است يعنى انسان در عمل مستقيماً به سوى رجحان و اولويت مىگرايد . و اين سخنى است بىپايه و انديشهاى است خام ، زيرا انسان در اعتباريات عملى خود محكوم طبيعت و پيرو هدايت فطرت و غريزه خود مىباشد و چنان كه در آغاز سخن گفته شد ، طبيعت و فطرت براى نيل به هدف خود انسانى را به سوى واقعيت خارج مىكشاند و قواى فعاله و مدركه را با واقعيت خارج ارتباط مىدهد و ادراكى كه خارج به طور اطلاق مىتواند در ظرف وى بگنجد همان علم است و بس .
جاى بسى شگفت است اگر چنانچه انسان در مورد عمل تنها ظن يعنى طرف راجح را گرفته و انتخاب مىكند آيا خود رجحان را نيز با رجحان تشخيص مىدهد و همچنين اين رجحانهاى مترتب الى غير النهايه مىروند و بالاخره يك طرف نمىتواند ترجيح « نه ظن ترجيح » پيدا كند ؟ يا بالاخره به علم مىرسد ، زيرا اگر در
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣٨