تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
فعاليت ذاتى خود فعاليت كرده و تدريجاً افعال و آثار و حوادثى به وجود آورده و وجود خود را يا بقاى وجود خود را حفظ مىنمايد . به وسيله ريشه‌هاى خود آب و غذا از زمين جذب مىكند و از راه تنه و شاخه و برگ تهويه مىنمايد و به‌واسطه جهازات داخلى غذاى اندوخته را به همه اطراف جسم خود پخش مىكند و به همين واسطه تغذيه و تنميه به‌عمل مىآورد و زوايد و فضلات را بيرون مىدهد و در هر سال چندى استراحت كرده و به گردآورى و تجهيز نيروى فرسوده خود اشتغال ورزيده و سپس سرگرم نمو گرديده و سبز شده و شكوفه باز كرده و ميوه درآورده و مىرساند ، دوباره از فعاليت بيرونى افتاده و كار گذشته را از سر مىگيرد . خلاصه همه اين حوادث « خواص و افعال » با هسته مركزى خودشان ( واحد درخت ) يك جهان كوچكى را تشكيل مىدهند كه همه اجزاى وى به هم ديگر بستگى داشته و يك سازمان واحدى را پديد آورده‌اند كه در نقطه مركزى آن واحدى به نام جوهر درخت و در شعاع عمل آن موجودات ديگرى به عنوان طفيلى واحد جوهرى نامبرده گرداگردش را گرفته و وابسته آن مىباشند ، چندى فعاليت واحد نامبرده پديد و پيدا و پس از چندى مىميرد و با سقوط آن همه اين جهان كوچك سقوط كرده و نابود مىشود . پس واحد درخت يك موجود طبيعى است كه يك سلسله خواص و آثار طبيعى را با اوضاع معينه ( مراد از وضع هيئت تركيبى است كه شرايط زمانى و مكانى و ماده با گردآمدن و فعل و انفعال خود به وجود مىآورند ) به طور ضرورت و جبر انجام مىدهد . اكنون اگر از موجود غير زنده به موجود زنده پرداخته و مثلًا انسان را مورد بررسى قرار دهيم ، خواهيم ديد داراى همان فرمول وجودى است و يك فرد انسان عيناً وضعيت ذاتى يك موجود طبيعى را مانند درخت دارد و هر فرد انسانى هر كه و هر وقت و هر كجا باشد اعم از شاه و گدا اعم از مرد و زن اعم از قاتل و ديوانه اعم از