دروغ حقيقى خواهد بود ( لغو - بىاثر ) پس اين معانى هيچ گاه لغو نخواهد بود .
5 - اين عمل فكرى را طبق نتايج گذشته مىتوان تحديد كرده و گفت عمل نامبرده ايناست كه با عوامل احساسى حد چيزى را به چيز ديگرى بدهيم به منظور ترتيب آثارى كه ارتباط با عوامل احساسى خود دارند .
6 - اين ادراكات و معانى چون زاييدهء عوامل احساسى هستند ديگر ارتباط توليدى با ادراكات و علوم حقيقى ندارند و به اصطلاح منطق يك تصديق شعرى را با برهان نمىشود اثبات كرد و در اين صورت برخى از تقسيمات معانى حقيقيه در مورد اين معانى وهميه مثل بديهى و نظرى و مانند ضرورى و مدال و ممكن جارى نخواهد بود .
7 - ممكن است اين معانى وهميه را اصل قرارداده و معانى وهميه ديگرى از آنها بسازيم و به واسطه تركيب و تحليل كثرتى در آنها پيدا شود ( سبك مجاز از مجاز ) .
با تأمل در اطراف بيان گذشته بايد اذعان نمود به اين كه ممكن است انسان يا هر موجود زنده ديگر ( به اندازهء شعور غريزى خود ) در اثر احساسات درونى خويش كه مولود يك سلسله احتياجات وجودى مربوط به ساختمان ويژهاش مىباشد يك رشته ادراكات و افكارى بسازد كه بستگى خاص به احساسات مزبور داشته و به عنوان نتيجه و غايت ، احتياجات نامبرده را رفع نمايد و با بقا و زوال و تبدل عوامل احساسى و يا نتايج مطلوب ، زائل و متبدل شود ( و اينها همان علوم و ادراكات اعتباريه بالمعنىالاخص مىباشند كه در آخر مقاله 5 تذكر داده شد ) .
* * * ما در نگاه نخستين پديدههاى جهان را به دو قسم مختلف : موجودات زنده « داراى شعور » و موجودات غير زنده تقسيم مىنماييم و گاهى كه در يك موجود غير زنده مانند يك درخت تأمل نماييم مىبينيم اجتماع چندين واحد مثلًا شاخه و تنه و ريشه يك واحد را تشكيل داده و با اعضا و قواى مختلف مجهز نمودهاند و همين واحد با
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١١٦