تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
يعنى فكر كه هميشه مادى است گاهى مادى است و گاهى مادى نيست « و اين تناقض محال است ولى اين دانشمندان اجتماع متناقضين را صريحاً جايز مىدانند ؟ ! » و ثالثاً : اجتماع نقيضين - كه غالباً در ديالكتيك به اجتماع ضدين تعبير مىشود - هم در ماده و هم در ادراك محال است و به طورى روشن مىباشد كه اگر در هر قضيه بديهى شك نماييم ( چنان كه گفتيم كه حصول علم در هر بديهى متوقف به قضيه استحاله ارتفاع و اجتماع نقيضين مىباشد و با فرض نبودن اين قضيه علم مستقر نمىشود ) در حكم نقيضين نمىشود شك و ترديد نمود و غريزه فطرى انسان و من‌جمله خود دانشمند مادى تحولى نيز بطلان اين حكم را نمىپذيرد و اين همه تكاپو كه ديالكتيك در نفى اين حكم مىكند و مثال‌هاى بسيار كه در راه اثبات حقانيت دعواى خود مىآورد و تعبيرات مختلف - مثل وجود و عدم ، بالقوه و بالفعل ، تز و آنتى تز ، ضدان ، متغايران و متنافيان - نقيضين گرفته و از محل كلام بيرون افتاده و به هدف ديگرى تيراندازى مىنمايد و گرنه هيچ گاه حاضر نيست كه يك حكم صد در صد راست و هم صد درصد دروغ بوده و هم راست نباشد و هم دروغ نباشد . آرى دانشمندان ديالكتيك مىگويند : روش فكر متافيزيك كه فكر مطلق است اين گرفتارى را پيش مىآورد و روش فكرى ديالكتيك « نسبيت » است و خارج ماده نيز با آن موافق مىباشد و در خارج ماده اثبات مطلق و نفى مطلق نداريم پس هر اثباتى كه در خارج است با نفى قابل جمع است . ولى ما مىگوييم : اولًا : اين ، اعتراف به صحت حكم نقيضين است حتى در خارج ، زيرا حكمى را كه در خارج اثبات مىكنند « فكر نسبى است و خارج مادى موافق مىباشد » راضى نيستند دروغ درآمده و از خارج نفى شود . ثانياً : روش فكرى خود ديالكتيك نيز روش اطلاق است ، زيرا اين دانشمندان راضى نيستند به ايشان گفته شود كه اين همه رنج شما بيهوده و اين استدلالتان پوچ و دروغ است ، پس ناچار اين استدلال در اعتقادشان راست است و اين يك فكر مطلقى
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 108 | السيد محمدحسين الطباطبائي