توالد و استنتاج و تكوين به زبان مىآوريم . در اثر محيط بحث و انس با ماده و ماديات بوده و جز تجوز و تسامح صورتى ندارد .
اشكال
آزمايشهاى متوالى نشان مىدهد كه محيط زندگى انسان در افكار وى سهيم مىباشد و اختلاف معلومات و افكار با اختلاف منطقه و محيط زندگى ، حتى در يكفرد انسان به حسب دو زمان و به موجب اختلاف شرايط ، روشن و غيرقابل انكار است و همچنين ما مىتوانيم با تربيتهاى گوناگون در انسان افكار گوناگون ايجاد نماييم پس حقايق علمى مخلوق خودمان و تابع خودمان بوده و يك ثبوت غيرقابل تغييرى ندارند .
پاسخ
وصف مزبور « تغيير » مخصوص به يك سلسله ويژهاى از معلومات و ادراكات است كه مطابق خارجى آنها اجزاى اجتماعى است كه خودمان به وجود مىآوريم و ناچار با تغييراتى كه خودمان در اجزاء و شرايط اجتماع ايجادى خودمان مىدهيم ادراكات ويژه آنها تغيير مىپذيرند .
اما يك سلسله ادراكاتى كه مطابق آنها خارج از ظرف اجتماع مىباشد و با فرض وجود و عدم انسان مجتمع يا هر جانور زنده اجتماعى به وصف تحقق و وجود موصوفند ، يعنى بود و نبود حيوان مدرك در واقعيت آنها مؤثر نمىباشد ، آنها با اختلاف محيط زندگى و تربيت و تلقين اختلاف پيدا نمىكنند .
توضيح كامل اين مطلب به بيان مبسوطترى نيازمند است كه در مواد علوم و ادراكات از طريقه ديگر و راه تازهترى به جست و جو و بررسى پرداخته و علوم و ادراكات حقيقى و اعتبارى را مورد بحث و كنجكاوى قرار داده و كيفيت مطابقت آنها