تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
را با خارج خود و خواص ديگرشان را روشن سازيم و از اين روى ناچاريم در همين جا اين مقاله را خاتمه داده و مقاله ديگرى را آغاز كنيم . * * *

مسائلى كه اين مقاله به ثبوت آنها پرداخته به شرح زير است :

1 - هر علم حصولى در مورد خود يك علم حضورى دارد . 2 - ما به نفس خود و قوا و افعال ادراكى خود و همچنين به نحوى به محسوسات اولى خود علم حضورى داريم و هر علم حصولى از اين علوم حضورى سرچشمه مىگيرد . 3 - علوم و ادراكات منقسم مىشوند به تصورات و تصديقات و تصورات منقسم مىشوند به دو قسم : مهيات و اعتباريات . 4 - در مورد مهيات « كنه معلوم » بر ما معلوم است . 5 - مفاهيم اعتبارى پس از مهيات معلومند . 6 - مفاهيم اعتبارى را ابتدا با نسبت و پس از آن با معناى مستقل به دست مىآوريم و در همه حال حكايت آنها از خارج بالعرض مىباشد . 7 - مقدار زيادى از تصورات به حسب حقيقت قضيه هستند و بالعكس . 8 - انقسام به سوى حقيقت و اعتبار ، چنان كه در تصور هست در تصديق نيز هست . 9 - مفاهيم كثرت و انقسام ديگرى از راه بساطت و تركيب دارند . 10 - مهيات را به‌واسطه تحديد بايد شناخت . 11 - علوم و ادراكات كثرتى ديگر به واسطه انقسام به بديهى و نظرى دارند . 12 - هر معلوم تصديقى فرض كنيم يا خود بديهى است يا منتهى به بديهى . 12 - هر معلوم نظرى به واسطه تأليف بديهيات يا نظريات منتهى به بديهيات يا