تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
دارد : يكى ديدگاه مشّاء است كه حضرت علامه حسن‌زاده آملى روحي فداه در عين سى و سوم از عيون مسائل نفس نظريهء مشّاء را چنين بيان مىفرمايند : ذهب المشاء إلى ان للنّفس صفة عزرائيلية تنتزع صور الاشياء الماديّة نزعا و تجردّها عن قشورها المادية . . . ، يعنى مشّاء قائل‌اند به اين‌كه نفس داراى صفتى عزرائيلى است كه صور اشياء مادّى را از آنها جدا مىكند يعنى اين صور را از قشور ماديشان تجريد مىنمايد ، كه به نظر مشّاء صور موجود در قوهء خيال انسان همان صور اشياء خارجى است كه از مادّه انتزاع و تجريد و پوست‌كنى شده‌اند .

رد قول مشّاء در باب علم

و امّا بايد دانست كه منشاء قول مشّاء در باب انتزاع ، تربيعى دانستن ادراك است . جناب محقق طوسى در شرح كلام شيخ از فصل هشتم نفس اشارات مىفرمايد : انواع ادراك چهارتا است احساس و تخيّل و توهم و تعقل . احساس آن است كه شىء موجود در ماده كه حاضر در نزد مدرك است برطبق هيئات مخصوصه‌اش مدرك گردد . تخيّل آن است كه همان شىء با آن هيئات مذكوره ادراك شود اعم از اين‌كه در نزد مدرك حاضر يا غايب باشد . توهم ، ادراك معانى غير محسوسه از كيفيات و اختلافاتى است كه به شىء جزئى موجود در ماده اختصاص دارد كه در آن اضافات ، شىء ديگرى با او مشترك نيست . تعقل ، ادراك شىء من حيث هو هو است نه از حيث ديگر . خواه وحدت در ادراك اتخاذ گردد يا با ساير صفات لحاظ شود . لكن حضرت علامه در كتاب