تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
همهء آنچه را كه قوهء خيال به جهت شيطنت و بازيگريهاى خود برمىانگيزد تمامى آنها در عالم مثال منفصل دائما موجود باشد ، با اينكه اين امر خالف با فعل حكيم على الاطلاق تعالى شأنه است . و بدان كه نسبت خيال مقيّد انسان به عالم مثال منفصل نسبت جداولى است به نهر بزرگى كه از آن متفرّع مىشوند . در اصل سى و دوم مطالب شريفى از قبيل تطابق عالم و آدم و همچنين نحوهء ادراك عالم توسط نفس ناطقهء انسانى مورد بحث واقع شده كه تبيين كامل اين بحث در اين مجال نمىگنجد لذا با نگاهى گذرا از اين بحث عبور كرده و تنقيح همهء جوانب بحث را به كتابهايى همچون شرح منظومه جناب ملّا هادى سبزوارى ، اسفار اربعه جناب آخوند ، مصباح الانس جناب ابن فنارى و كتاب شريف سرح العيون فى شرح العيون موكول مىكنيم . مجموعهء نظام هستى و عالم وجود داراى سه مرتبه است : 1 - مرتبه تجرد محض 2 - مرتبهء مادّى محض 3 - برزخ ميان اين دو كه از قسم اخير به عالم مثال منفصل هم تعبير مىشود . نفس ناطقهء انسانى نيز بر اساس تطابق با اصل تثليث عالم داراى سه مقام مىباشد ، مقام تجرّد محض كه مرتبهء عقل او است ، مقام مادّى محض كه بدن مادّى او مىباشد و مقام برزخ ميان تجرّد تام و ماديّت تامّه كه از آن تعبير به قوهء خيال متصل مىشود . وجه تسميهء خيال متصل در انسان در قبال خيال منفصل عالم مثال اين است كه قوهء خيال در تك‌تك افراد انسان اتصال به وجود شخصى او دارد بدين صورت كه هريك از افراد انسان علاوه بر دارا بودن بدنى مادّى با مشخصات معين داراى قوهء خيال مقيّد به شخصيّت خاص خودشان نيز مىباشند . امّا عالم مثال منفصل نظام هستى مقيّد به هيچ‌يك از افراد انسان نيست بلكه
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 445 | داوود صمدى آملى