ارتقاء « 1 » وجودى يافته و عين مدركاتش در موطن عالم عقول مجرده مىشود . إقرا وارق .
قدر خويش بشناس و مشمر سرسرى * خويش را كه از هرچه گويم برترى
نفس ناطقهء انسانى در مقام انشاء صور خيالى « 2 »
قوه خيال قوهاى است كه مىتواند اشكال و صور موجودات را در عالم مثال منفصل ادراك نمايد به همين دليل فرمودهاند كه سرشت و جبلّى قوّهء خيال اين است كه از اشكال و صور موجود در عالم مثال حكايت مىكند و در عين حال شأنى از شئون نفس ناطقهء انسانى و يكى از قواى باطنى انسانى به شمار مىآيد لذا فرمودهاند كه قوهء خيال به منزلهء علامت و مثالى است براى عالم منفصل كه از او حكايت مىكند .
همانطور كه قبلا بيان شد نحوه تجرد قوهء خيال تجرّد برزخى و مثالى است كه به طور كلّى همانند قوهء عاقله تجرّد تام از ماده ندارد و از طرف ديگر همانند بدن مادّى طبيعى به طور كلّى قرين و همسنگ مادّه نيست بلكه نيمه مجرد و نيمه مادى است ، از آنجهت كه صورت و شكل در آن وجود دارد شبيه به ماده است و از آن جنبه كه جرم مادى در آن نيست شبيه عالم عقل مىباشد . به تعبير ديگر قوه خيال ماده ندارد ولى برخى از احكام مادّه از قبيل شكل و حجم و امثال آنرا داراست .
در نحوه چگونگى ايجاد صور اشياء مادّى در نزد قوه خيال سه ديدگاه وجود
هامش
( 1 ) . حضرت استاد ما در دروس معرفت نفس چنين مىفرمايند : انسان را سه مسير است يكى سير مادّى طبيعى و دوم سير برزخى و مثالى و سوم سير عقلى . اول و دوم را نهايت است و سوم بىنهايت . ر . ك دروس معرفت نفس ، ص 208 و 397 و 415 .
( 2 ) . دروس معرفت نفس ، درس 50 و 51 و 52 و 59 .