تا نفس ناطقهء انسانى بتواند با صور خياليه مبصرات و مسموعات و مذوقات و ملموسات كه به صورت علم در موطن عالم مثال منفصل تحقق دارند ارتباط برقرار كرده و آنها را در همان عالم مثال منفصلشان مشاهده نموده و ببينيد .
رد نظريهء شيخ اشراق قدّس سرّه
در بسيارى از موارد قوهء خيال انسان مداعبات و بازيگريهايى گزاف دارد و فرد اشكال و صورى را در موطن خيال مشاهده مىنمايد درحالىكه هيچيك از آنها واقعيت خارجى ندارند ، به طور مثال اشكال قبيحه و يا اضغاث احلام كه افراد در خواب آنها را مشاهده مىكنند و يا بيمارانى كه به امراضى چون صرع دچار شدهاند اشكالى را مشاهده مىكنند كه يقينا اين اشكال در عالم مثال منفصل وجود ندارند . به عنوان مثال گاه فردى خيال مىكند كه حيوان درندهاى به او حمله كرده و حال آنكه در متن واقع چنين نيست و اين اشكال و صور بواسطهء شيطنت و تصرفات قوه متخيله بوجود مىآيد و اگر بخواهيم اينگونه اشكال و صور را دائما در عالم مثال منفصل نظام هستى ثابت بدانيم اين با فعل خداوند حكيم مخالفت دارد چراكه اين نظام هستى به اين عظمت كه از قلم اعلاى حق صادر شده ، براساس اسم شريف ظاهر حق يكپارچه طهارت است و خلاف و گزاف در آن راه ندارد كه
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ *
« 1 » كه هيچ جايى براى اشكال قبيحه كه هيچ جايى براى اضغاث احلام و امثال آن در آن موطن نيست .
نظريهء سوم نظريهء حكمت متعاليه است ؛ حضرت آقا روحي فداه در بيان عظمت نظريه شريف حكمت متعاليه چنين مىفرمايند : و الحكمة المتعالية حاكمة بأن تحقق
هامش
( 1 ) . انعام / 74 .