تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
الصور عندها على انشاء النفس اياها ، الا على انتزاعها عنها . « 1 » حكمت متعاليه صور خياليه را از منشئات نفس ناطقه انسانى مىداند به اين بيان كه نفس ناطقه از طريق قواى ظاهرى با بيرون ارتباط برقرار كرده و صورى اعمّ از مبصرات ، مسموعات ، مشمومات ، مذوقات و ملموسات را ادراك مىكند و سپس به وزان اين صور در موطن قوه خيال متّصل خود اشباح مثاليّه‌اى را انشاء مىنمايد كه در حقيقت وقتى ما با حواس پنج‌گانه و از طريق اعضاء و جوارح و آلات قواى خمسه ظاهرى به شكار عالم طبيعت مىرويم همه قوا و آلاتشان معدّ مىشوند تا نفس ناطقهء ما صورى به وزان صور خياليّه اشياء انشاء نمايد . و در اضغاث احلام و صور و اشكال قبيحه در حقيقت اين خود فرد است كه به وزان آنچه در بيدارى از عالم مادّه اصطياد كرده اشكال و صورى را در خود انشاء مىكند كه گاهى از صور منشئهء خود لذّت مىبرد و زمانى نيز از آنها فرار مىكند و مىترسد و آنها باعث تألّم و ناراحتى او مىشود . حكمت متعاليه در اين مقام نفس را مظهر اسامى شريف مبدع ، منشئ ، بارئ و خالق حق متعال و اسماى ديگر حقيقت نظام هستى مىداند ، البته در بعضى از مواقع هم نفس اينجاييها را وسيلهء ارتباط با عالم مثال منفصل قرار مىدهد و اشياء را در آن موطن مشاهده مىكند امّا اين‌كه مطلقا در تمام صور انشائيه اين‌طور باشد مورد قبول نيست . در پايان اين اصل ، حضرت آقا روحي فداه نسبت بين قوه خيال مقيد انسان و عالم مثال منفصل را همچون نسبت نهرهاى كوچكى كه از يك نهر بزرگ سرچشمه گرفته‌اند دانسته و مىفرمايند قوه خيال هريك از من و شما همچون جويهاى كوچكى است كه از رودخانهء عظيم عالم مثال منفصل نظام هستى
هامش
( 1 ) . سرح العيون ، عين 33 ، ص 569 ، ط 2 .