تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
سرح العيون « 1 » بعد از نقل قول محقق طوسى مىفرمايد : انواع ادراك سه‌تا است حس ، خيال ، عقل ، و وهم عقل ساقط است جناب شيخ در فصل مذكور از تربيع ادراك عدول كرده و قائل به تثليث ادراك شده كه اين عدول شيخ ميانه‌روى و راه عدل است پس اگر مراد از تعقل همان صورت منتزعه‌اى كه با نزع تام ادراك مىگردد ، باشد لازم آيد كه اين تقرير شامل ادراك نفس به صور حقايق نوريه عاليه كه عارى از مواد و خالى از قوه و استعداد هستند نگردد . بلكه نهايت امر ، طبايع موجودات مادى كليه‌اى كه از افراد خارج انتزاع شده و بر آنها صدق مىكنند را شامل گردد . به ديگر سخن : اگر تعريف مشّاء از ادراك را در باب انتزاع بپذيريم به ناچار بايد ادراك را در مدركات مادى محصور بدانيم كه ديگر حظّ و بهره‌اى در ادراك موجودات مجرد عقلى برابر قوه عاقله نخواهد بود .

قول شيخ اشراق در باب علم

قول ديگر در باب علم قول جناب شيخ اشراق است ايشان مىفرمايند صور خياليه در ابتدا در عالم مثال منفصل موجود بوده و قواى منطبعه در نفس ، انسان را آماده مىكند تا با عالم مثال ارتباط پيدا كند و صور مثاليه را در آن‌جا مشاهده نمايد بدين بيان كه به طور مثال وقتى ما به يكديگر نگاه مىكنيم چشم و قوه بينايى و همچنين قوه خيال ما همه واسطه هستند كه نفس ما مهيا شده تا بتوانيم يكديگر را در عالم مثال ببينيم . و به نظر ايشان ما هيچ موجودى را در نشئهء ماديش مشاهده نمىكنيم ، هيچ صدايى را به لحاظ ماديّتش نمىشنويم و هيچ طعمى را به لحاظ مادى نمىچشيم بلكه حواس خمسه ظاهرى همه معد هستند
هامش
( 1 ) . عيون مسائل نفس ، عين 33 .