مظاهر او شوند . انسان مىتواند به جايى برسد كه تمام عالم از هيولاى اولى گرفته تا ملائكة اللّه ، همه اعضاء و جوارح او بشوند كه چنين انسانى را به انسان كامل تعبير مىكنيم ، چنين انسانى از تمثلات با مثال و بىمثال برخوردار است ، تمثلات با مثال يك نحوه از دور نگاه كردن است كه ؛ اولئك ينادون من مكان بعيد ، مانند تمثل جبرئيل امين براى حضرت رسول آنگاه كه به گوشهاى از ديوار اشاره كرده و مىفرمودند : هذا جبرئيل ، يا اينكه مىفرمودند ، من جبرئيل را گاهى به شكل دحيهء كلبى يا گاهى به شكل پرندهاى با ششصد بال مشاهده مىكنم ، اينها همه تمثلات با مثال هستند كه نفس ناطقهء حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مظهر بيكران موجود مجرد عقلى شده است ، پس اين نوع از تمثلات ، مقام نهايى حضرت در سير صعودى نيست بلكه شأنى از شئون خود حضرت مىباشد .
بنابراين وقتى كه نفس ، مظهر عقول و مفارقات است ، مفارقات نوريه ، با مثال بر او متمثل مىشوند يعنى نفس به شكلى از اشكال نشئهء طبيعت ، آنها را مشاهده مىكند به خلاف آنجا كه شخص مجردات را در ذات خودش مشاهده مىكند كه اين همان تمثل بىمثال است . و آن در حقيقت ادراك ذات به ذات است .
به عبارت ديگر ؛ آن طبايع عقليه كه تعيّنات خياليه و حسيّه پيدا كردهاند ، نفس آنها را به صورت يكى از صور خياليه و حسيه انشاء مىكند ولى اگر نفس با توحّد در تخيّل ، اشتداد پيدا كند از آن پس عين حس خواهد شد ، كما اينكه در روايت هم آمده است گاهى حضرت در ديگران تصرّف مىكردند و آنها تسبيح تمام موجودات را مىشنيدند كه سنگ و چوب ، بلكه تمام اشياء به حضرت سلام مىدادند و مىگفتند : « السلام عليك يا رسول اللّه » .
در آخرت اينچنين است يعنى به جهت قطع علاقه نفوس از مادّه ، اين امر ( توحّد نسبت به كاشتههاى در نفس خودشان ) براى آنها سهل و آسان خواهد
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 436
مساهمون: داوود صمدى آملى
ص٤٣٦