تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
مظاهر أو ذو مراتب ، و لمّا كانت النفس مظهرا لتلك الطبائع و مصدرا للحسية و الخيالية صحّ أن يقال : الطبائع العقلية إذا كانت مقيدة بالكلية و المعقولية فالنفس مظهر لها ؛ و إذا تعينت بالتعينات الخيالية و الحسية فالنفس مصدر لها . ثم إذا اشتدّت عين التخيل صارت متحدة مع عين الحسّ كما في الآخرة ، و عليه تبتني أحوال المعاد الجسماني . يعنى با توجه به اين‌كه وجود ذو مظاهر است ( در نظر عارف ) يا ذو مراتب است ( در نزد حكمت متعاليه ) متخيّل و محسوس نيز از شئون طبايع كلّيه عقليه‌اند . و از آن‌جا كه نفس محل ظهور ( مظهر ) آن طبايع و مصدر ( صادر كننده ) امور حسّيه و خياليه است ، صحيح است كه چنين گفته شود ؛ طبايع عقليه اگر مقيد به كليّت و معقوليت باشند در اين صورت ، نفس مظهر آنهاست و اگر تعيّن پيدا كنند به تعيّنات خياليّه و حسيّه ، نفس صادر كننده آنها مىشود . سپس اگر تخيّل شدت يابد ، با شىء محسوس ، يكى مىشود كما اينكه در آخرت چنين است و أحوال معاد جسمانى بر اين اصل استوار است . همانطور كه وجود داراى مظاهر است ادراك هم داراى مظاهر مىباشد كه هرگاه مظهرى نسبت به مظهر ديگر فسحت « 1 » بيشترى داشته باشد نسبت به او احاطه هم خواهد داشت كما اينكه تمام انبياء مظهر اسماء الهىاند امّا قلب خاتم انبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در بين اين مظاهر فسحت بيشترى دارد و لذا حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر بقيّهء مظاهر الهيّه احاطه وجودى دارند . در ما نحن فيه هم ، هريك از متخيّل و محسوس و موهوم و طبايع كليه عقليه ( كليات مرسل و ملائكة اللّه ) از مظاهر ادراك مىباشند كه در بين اين مظاهر ، طبايع كليهء عقليه از همه فسيح‌تر مىباشد لذا بقيهء امور از قبيل موهوم ، متخيّل و محسوس مىشوند از شئون طبايع كليه
هامش
( 1 ) . فسحت و وسعت هر دو به يك معنايند منتهى فسحت در امور معنوى استعمال مىشود امّا وسعت در امور مادى كاربرد دارد .