تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
و يا مانند ردّ الشمس حضرت وصىّ على عليه السّلام ، كه روزى جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روى دامن حضرت امير عليه السّلام به استراحت پرداخته و خوابيده بودند ، حضرت امير عليه السّلام چون نخواستند كه وجود مبارك حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بيدار كنند ، لذا نماز را نشسته خواندند تا اين‌كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيدار شدند و به حضرت امير عليه السّلام فرمودند : آفتاب را برگردانيد به وقت مخصوص و نماز خويش را ايستاده بخوانيد ، كه حضرت امير عليه السّلام هم ردّ الشمس فرمودند . اين در حالى است كه در علم هيئت فرموده‌اند ، آفتاب براى خود مدار خاص دارد و در بين منظومه شمسى ، آفتاب محور است كه اگر مقدارى جابه‌جا شود ، كل منظومهء شمسى به هم مىخورد . وانگهى منظومهء شمسى نيز در تحت تصرف ستاره‌هاى ثوابت مىباشد . پس اگر حضرت امير عليه السّلام بخواهند بر يك نقطه در اين نظام وجود دست بزنند و مثلا ردّ الشمس نمايند ، بايد در كل منظومهء شمسى و ستاره‌هاى ثوابت ، تصرف نمايند . از طرفى هم نمىتوان معجزه و تصرّف انسان كامل را بر خلاف نظم عادى نظام طبيعت معنى نمود . پس در اين‌گونه قضايا چگونه بايد قضاوت نمود و كلام بر زبان راند ؟ فرموده‌اند نفس ناطقهء انسان كامل ، اين توان را دارد كه با تصرف و با يك توجه ايجادى ، مسيرى را كه ستارگان ثوابت و منظومهء شمسى بايد در طول يك سال شمسى طى كنند ، در يك لحظه طى الزمان و طى المكان بنمايد . و يا مانند قضيهء جناب آصف برخيا كه تخت بلقيس ، پادشاه يمن را با يك تصرف از سباء يمن به شام مىآورد . مشابه اين توجهات ايجادى را همهء ما در زندگى روزمرّهء خود داريم مثل اين‌كه ، مىبينى اين‌جا نشسته‌اى و ناگهان به فكر يك كسى كه در فلان شهر است و با اين‌جا فرسنگها فاصله دارد ، مىافتى . در همان لحظه تلفن زنگ مىزند ، وقتى گوشى را برمىدارى مىبينى همان كسى است كه تازه به
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 412 | داوود صمدى آملى