تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
تحقق دارد و اين صورت ذهنيه ، به لحاظ اين‌كه در ذهن ما موجود شده و حاكى از خارج و فرع بر آن است ، از آن تعبير به وجود غير اصيل و يا وجود ظلّى مىشود . اكنون برمىگرديم به خود اين وجود ذهنى كه الان در جان شما موجود شده و صورت علميهء شما و عين ذات شما محسوب مىشود و مىپرسيم : فرق اين وجود با وجود خارجى در چيست ؟ آيا آفتاب موجود در ذهن شما كه علم شما و عين شماست ، مهمتر است يا آفتاب در خارج ؟ كدام يك مهمترند ؟ تصديق مىفرماييد ، اگرچه آفتاب در خارج وجود عينى خارجى است و داراى آثار خارجيه مىباشد ، امّا اين آفتاب خارجى ، ادراك و شعور و اراده و قدرت ندارد ، به خلاف صورت علميهء مجرد آفتاب كه در جان ماست و عين ما مىباشد كه حيات و علم و اراده و قدرت و اختيار دارد . و خلاصه آن‌كه ، تمام اسماء و صفات نفس ناطقهء ما را دارا مىباشد . بله از باب اين‌كه ، اين وجود آفتاب در ذهن ، حاكى از آن آفتاب در خارج است ، مىفرماييد كه ، آفتاب خارجى اصيل است و آن آفتاب ذهنى ، فرع و ظلّ آن مىباشد . امّا وقتى جلوتر رفتيم ، مىگوييم : انسان قابليت آن‌را دارد كه نفس خود را قوى كند و وجود ذهنى را از صرف حاكى بودن درآورده و عالم را به طور كلّى ، در تحت تصرف نفس ناطقه خود درآورد ، مانند حضرت موسى عليه السّلام كه با يك توجّه ايجادى توانست ، عصايى را تبديل به اژدها كند . و يا تصرف امام هشتم عليه السّلام در دو عكس منقوش روى پرده كه وقتى آن گستاخ ، در محضر امام هشتم عليه السّلام بىادبى نمود و خود به زبان آورد كه اگر راست مىگوييد ، به اين دو عكس شير منقوش روى پرده امر نموده خارج شوند و مرا بخورند ، حضرت عليه السّلام هم به اذن الهى امر نمودند و آن عكسها و نقوش ، جان گرفته و از پرده خارج شده و در يك دم آن مرد گستاخ را بلعيدند ،
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 411 | داوود صمدى آملى