اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
« 1 » .
يعنى اگر كسى بخواهد كلمات نظامى هستى را بنويسد ، اگر همه درختان روى زمين قلم نوشتن او شوند و هفت دريا نيز مركب گردند ، همهء مركّبها تمام مىشوند ، امّا كلمات اللّه تمام شدنى نيست . امّا نفس ناطقه انسانى ، موجودى مجرد است و صاحب مقام لا يقفى مىباشد و قابليت آن را دارد كه با وجود ذهنى خود ، تمام كلمات اللّه و اسماء اللّه را در جان خود بنويسد .
دفتر حق است دل به حق بنگارش * نيست روا پر نقوش باطله باشد
در اين صورت همان طورى كه تمام موجودات نظام هستى ، اسماء اللّه هستند و هرگز به اتمام نمىرسند ، نوشتههاى وجودات خارجى در جان انسان نيز جملگى كلمات اللّه مىشوند و غيرمتناهى .
اين جاست كه انسان ، عالم و بلكه حقيقتى فراتر از عالم مىشود ، بهطورى كه تمام موجودات نظام هستى در تحت تصرف او قرار مىگيرند . و هرگاه اراده نمود ، مىتواند در عالم شقّ القمر ، ردّ الشمس و شقّ البحر و افعال ديگر انجام دهد .
البته ادب در پيشگاه الهى اقتضا مىكند كه تمام اين تصرفات به اذن اللّه باشد .
يعنى دائما توجه به آن توحيد صمدى قرآنى ، در جاى خودش محفوظ بماند .
و امّا آنكه گفتيم : نفس ناطقه انسانى صاحب مقام لا يقفى است ، بدين معنى است كه او لياقت و شأنيت اين را دارد كه هرچه به او علم بدهند ، ايشان وسيعتر شود . به تعبير حضرت وصىّ امام على عليه السّلام : كلّ وعاء يضيق بما جعل فيه إلّا وعاء العلم فانّه يتّسع به ، يعنى هر ظرفى با آنچه كه در او ريخته مىشود ضيق گرديده و ظرف كمكم از مظروفش پر مىشود مگر ظرف علم ، كه اين ظرف بواسطهء علم سعهء وجودى پيدا مىكند .
هامش
( 1 ) . لقمان / 28 .